اين حديث گفتهاند : معناى وَ عَلِىُّ بَابُهَا از عُلُوّ است . يعنى من شهر علمم ؛ و دَرِ اين شهر رفيع و بلندمرتبه است ؛ مثل قرآئت هَذَا صِرَاطٌ عَلِىُّ مُسْتَقِيمٌ با رفع على و تنوين آن ؛ همانطور كه يعقوب قرآئت كرده است ؛ يعنى اين راهى است كه بلند مقام و مستقيم است « 1 » .
و از آنچه ما ذكر كرديم ، بى پايگى كلام اين مرد روشن است ؛ زيرا :
أوّلًا خود اين مرد كه در كتاب فتاواى خود حكم به ضعف اين حديث كرده است ، چگونه به آن حربهء از كار افتادهء غير قابل قبول ، در اينجا تمسّك مىكند ؟ و بدون كوچكترين إشارهاى به سند آن ، سراغ آن رفته و بر دست بلند كرده ، و مىخواهد در برابر وَ عَلِىُّ بَابُهَا آن را عَلَم كند ؟ اين غير از ضعف در استدلال ، و سستى در پايههاى ايمان و عقيدتى ، آيا معناى ديگرى دارد ؟ علّامهء امينى گويد : عجلونى در « كَشْف الخِفآ » ، ج 1 ، ص 204 ، كه از فردوس بدون إسناد از اين مسعود مرفوعاً اين روايت را آورده است ، و همچنين از انس مرفوعاً أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىُّ بَابُهَا وَ مُعَاوِيةُ حَلْقَتُهَا را آورده است ، مىگويد : در « مقَاصِد » گفته است : وَ بِالْجُمْلَةِ فَكُلَّهَا ضَعِيفَةٌ وَ ألْفَاظُها أكثَرها رَكيكةٌ « و محصّل گفتار آن است كه تمام اين روايات ضعيف است ؛ و أكثر آنها ألفاظش نيز ركيك و سست و واهى است . »
و سيّد محمّد درويش الحُوت در كتاب « أسْنَى الْمَطَالِب » ص 73 گفته است : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ أبوبَكر أساسُها ، وَ عُمَر حَيطانها را سزاوار نيست كه در كتب علميّه بنويسند ؛ بالأخصّ از مثل ابن حَجَر هَيتَمى كه او را در « الصَّوَاعق و الزَّواجر » آورده است . و اين از مثل ابن حَجَر كار صحيحى نيست . « 2 »
و ثانياً تعبير به بَابْ ، يا فَلْيَأْت الْبَابَ ، براى انحصار راه وصول به مقصد است ؛ نه براى چيز ديگر . و اين از جهت أدبيّت و عربيّت عالىترين تعبير براى نشان دادن راه انحصارى ، و طريق مقصور ، براى وصول به مقصود است ؛ زيرا هر
هامش
( 1 ) - « الصّواعق المحرقة » ، از طبع أوّل كه در هامش آن « تطهير الجنان » طبع شده است ، ص 20 ، و از طبع مستقلّ دار الطّباعة المحمّديّة ، مصر ، ص 32 .
( 2 ) - « الغدير » ج 7 ، ص 198 .