تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
تضعيف دلالت وَ عَلِىُّ بَابُهَا بر انحصار مرجعيّت آن حضرت براى كافّهء أنام ، بدان تشبّث نموده است . آرى و الْغَريقُ يَتَشَبَّثُ بِكُلِّ حَشِيشٍ « شخصى كه مىخواهد غرق شود ؛ به هر گياه پوسيده و خشك شده‌اى دست دراز مىكند » در اينجا مصداق روشن خود را پيدا مىكند . « 1 » او مىگويد : أوَّلًا فَمَنْ أرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ « كسى كه طالب علم است ؛ بايد از دَرِ مدينه بيايد » ؛ اقتضاى أعلميّت را ندارد ؛ زيرا گاهى غير أعلم مورد مراجعهء مردم قرار مىگيرد ؛ به جهت آنكه بيانش بهتر ، و قدرت بر إيضاح و رساندن مطلب در او بيشتر ، و براى رسيدگى به مردم بهتر مىتواند از مشاغل و شواغل دورى جسته و سعى خود را در اين كار مبذول دارد ؛ به خلاف أعلم . و ثانياً اين خبر معارض است به خبر فردوس ديلمى : أنَا مَدِينَة الْعِلْمِ وَ أبوبَكرٍ أسَاسُهَا ، وَ عُمَرُ حِيطَانُهَا ، وَ عُثْمَانُ سَقْفُهَا ، وَ عَلِىُّ بَابُهَا پس اين خبر صريح است در أعلميّت أبوبكر . و در اين صورت أمر به اينكه بايد از دَرِ شهر وارد شد ، به جهت همان است كه گفتيم ؛ نه به جهت زيادى شرافتى كه دارد ؛ زيرا كه بالضّروره معلوم است كه هر يك از پايه ، و ديوارها ، و سقف از دَرْ بالاترند . و ثالثاً بعضى راهى شاذّ و خلاف معمول و متعارفى را رفته ، و در پاسخ از
هامش
( 1 ) -محمّد عربى آبروى هر دو سراى كسى * كسى كه خاك درش نيست خاك بر سراو شنيده‌ام كه تكلّم نمود همچو مسيح * بر اين حديث لب لعل روح پرور او كه من مدينه علمم على دَر است مرا * عجب خجسته حديثى است من سگ در او ولايت شه مردان نه كار بى پدرى است * كه دست غير گرفته است پاى مادر اوو محك پاكى فطرت در توليد و توالد ، محبّت اين بزرگواران است ؛ چنان كه در نبوى از جابر أنصارى مأثور است كه : يا معاشر المهاجر و الأنصار ! أدّبوا أولادكم بمحبّة أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب ! فإن أبوَا فاسئلوهم عن أُمِّهمْ ( كتاب « آيات الولاية » ج 1 ، ص 79 ، طبع سنگى ، تأليف آقا سيّد ميرزا أبوالقاسم بن محمّد نبىّ حسينى شريفى شيرازى ، معروف به آقا ميرزا بابا ) . و اين حديث إشاره است به رواياتى كه دلالت دارد بر آنكه ميزان شناختن اولاد حَلال از أولاد زنا ، محبّت و عداوت به أمير المؤمنين است و مسلمين در صدر إسلام ، با اين معيار أولاد خود را مىشناختند ؛ و در صورت شبهه تشخيص مىدادند . اين روايات از رسول اكرم وارد است و شيعه و عامّه نيز در كتب خود روايت كرده‌اند .