چون ما از آن نشست خارج شديم ، أحْمَدُ بنُ حَنْبَل گفت : اين اسناد چيست ؟ أبوصَلْت مىگويد : پدرم به او گفت : هَذَا سُعُوطُ الْمَجَانِينَ إذَا سُعِطَ بِهِ الْمَجْنُونُ أفَاق « اين أنفيّه اىست كه به ديوانگان مىدهند ؛ چون اين أنفيّه را در بينى ديوانهاى بريزند ، إفاقه پيدا مىكند . »
و غرض پدر أبوصَلْت اين بوده است كه : اين سَند ، سند مباركى است ، چون بر ديوانهاى بخوانند إفاقه پيدا مىكند و شفا مىيابد . و شاهد بر گفتار ما مطلبى است كه در « مناقب » ابن شهرآشوب ذكر كرده است كه أحْمَد بنُ حَنْبل با وجود انحرافى كه از أهل بيت عليهم السّلام داشت چون از مُوسى بْنُ جَعْفر عليهما السّلام روايت مىشد كه : حديث كرد براى من پدرم : جَعْفر بن مُحمَّد ، و همينطور تا به پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم مىرسيد ؛ أحمد مىگفت : اين إسنادى است كه اگر بر مجنون خوانده شود ، إفاقه پيدا مىكند « 1 »
و در تذييل سوّم گويد : بنابر آنچه از « تهْذِيبُ الْكمال » حكايت كردهاند : عَبْدُ السّلامُ بْنُ صَالِحٍ أبُو الصَلْت الْهَرَوى خَادِمُ عَلِى بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَلَيهِمَا السَّلامُ شِيعى مَعَ صَلَاحِهِ ، مَاتَ سَنَهءَ سِتٍّ وَ ثَلَثينَ وَ مِأتَينِ - انتهى : « أبوصَلْت با وجود آنكه مرد صالحى بوده است ، ليكن شيعه بوده است ؛ و در سنهء 236 از دنيا رفت . » « 2 »
و بنابراين أبوصَلْت به مقدار دو سال تقريباً شرف محضر حضرت إمام رضا عليهما السّلام را دريافته است ، و عصر حضرت إمام محمّد التّقى و مقدارى از عصر حضرت إمام على النّقى عليهما السّلام را إدراك كرده است ، زيرا سكونت او در مَرْو بود ، و در سنهء 200 هجرى مأمون حضرت امام رضا عليه السّلام را از مدينه به مَرْو طلبيد و شهادت آن حضرت بنا بر مشهور در سن 55 سالگى ، در آخر ماه صفر از سنهء 203 واقع شد ؛ و شهادت حضرت جواد الائمّة إمام محمّد التّقى عليه السّلام در سنهء 220 واقع شد ؛ و شهادت حضرت هادى إمام على النّقى عليه السّلام در سنهء 254 واقع شد ، و علّت آنكه روايات وارده از أبوصَّلْت از إمام رضا و مقدار قليلى از حضرت إمام محمّد
هامش
( 1 ) - أصل اين مطلب را در « مناقب » طبع سنگى ، ج 2 ، ص 378 آورده است .
( 2 ) - « تنقيح المقال » ، ج 2 ، ص 151 و ص 152