مى گفت : أبوصَلْت در حديث پاك و پاكيزه است ؛ و ما ديديم او را كه أحاديثى را شنيده بود ؛ و ليكن او شديدُ التَّشيُّع بود ؛ و از او كذب ديده نشده است .
و نزلة بن قيس إسفراينى گويد كه : من از أحمد بن سعيد رازى شنيدم كه مىگفت : أبوصَلْت هَرَوى ثِقَه و مأمون است در أحاديثى كه روايت مىكند ، به جز آنكه آل رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم را دوست دارد ؛ و اين دين و مذهب اوست - انتهى . و مثل اين عبارت در كتاب كشِّى وارد شده است .
و ذَهَبى - ذَهَب اللهُ بِنُورِه - گويد : عبد السَّلام بن صالح أبوالصَلْت هَرَوى ، خادم على بن موسى الرِّضا عليهما السّلام است ؛ و از حمادّ بن يزيد و مالك روايت مىكند وَاهٍ شِيعِى مُّتَهَّمْ مَعَ صَلَاحِهِ « با اينكه مرد صالحى است شيعى است و سُسْت است . » و در « ميزان الإعتدال » گويد : رَجُلٌ صَالِحٌ إلَّا أنَّهُ شِيعى « مرد صالحى است ، به غير آنكه او شيعه است . »
و جعفى گويد : رَافِضِى خَبِيثٌ « او مرد شيعهء رافضى و خبيث است » ، و دارقُطْنِى گويد : رَافِضِى مُتَّهَم « او رافضى است ؛ و در رواياتش مورد اتّهام است » . و ابن جَوْزى گويد : او خادم رِضَا عليه السّلام بوده است ؛ و با وجود صَلاح او ، شيعه بوده است . و در « أنساب سَمْعانى » از أبوحاتم وارد است كه : إنَّهُ رَأسُ مَذْهَبِ الرَّافِضَةِ : « او سر دستهء مذهب رافضيان است » . إلى غير ذلك از كلمات آنها كه نصّ است بر آنكه او إمامى و شيعى بوده است .
و شهيد ثانى - ( ره ) - در اينجا سخن استوارى را گفته است ، چون شهيد از دوّمين خبر كشى استفاده كرده است كه أبوصَلْت با عامّه مخالطه داشته ، و أخبار آنها را روايت مىكرده است ، فلهذا گفته است كه بدين سبب : حال أبوصَلْت بر شيخ مشتبه شده ؛ و در كتاب خود او را عامّى گفته است و علّامه هم در باب كنى از قسم دوّم ، از شيخ متابعت نموده است ، و ليكن عبد السّلام بن صالح يكى است ، و او ثِقَه است عند المُخالف و المُؤالِف ، و ليكن چون او با همهء طبقات آميزش داشته است ؛ امر او بر بعضى مشتبه شده است ؛ و مانند او بسيارى از رجال شيعه هستند كه امرشان بر بعضى مشتبه است ، مثل مُحمّد بن إسحق إسفَرَاينى صاحب كتاب « سيره » مورّخ مشهور و مثل سُليمَان بن مَهْران أبومحمّد أسَدِى أعْمَش ، و جماعت
امام شناسى (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٩