مشهور و راوى روايات آنان نيز هست ؛ و اگر او را توثيق مىكردند ؛ بايد تمام روايات وارده از او را كه از إمام مُبِين و خليفهء شرع سيّد المرسلين ، إمام غريب و مسموم : حضرت عَلِىٌ بنُ مُوسَى الرِّضا عليهما السّلام را كه از أبوصَلْت روايت شده است تصديق كنند ؛ معذلك با نسبت تشيع ، و رافِضى بودن ، و رافضى خَبيِث ، و دجّال و كذّاب ، و راوى أحاديث منكره ، او را ساقط كنند و بشكنند ؛ تا در نتيجه روايات واردهء از حضرت امام رضا عليه السّلام در نزد آنها از حجيت بيفتد .
أبوصَلْت خادم حضرت إمام رضا عليه السّلام بود ، و روايات بسيارى را در ولايت از آن حضرت روايت مىكند كه در « عيون أخبَار الرِّضَا » ذكر شده است . سُنّىها حضرت رضا را محترم مىشمارند ، و از نظر روايت او را ثِقَه و مأمون مىدانند ؛ و اگر روايتى از آن حضرت به إثبات رسد نمىتوانند ردّ كنند ؛ ولى چه فايده كه مثل أبوصَلْت : خادم وى را كه شخصى متّقى ، و زاهد ، و ناسك ، و معرض از دنيا و عالِم به أخبار و روايات عامّه بوده است ، از كار مىاندازند ؛ تا بالنتيجه فرمايشات آن حضرت در توحيد كه ردّ حنبلىهاى مجسّمه است ، و در معاد و در عدل و در إمامت و ولايت كه ردّ بر تمام مذاهب آنهاست ساقط كنند . با برچسب زدن و متّهم كردن أبوصَلْت هَرَوى اين مهم ساخته است . أبوصَلْت چه گناهى دارد ؟ او راوى حديث است . شما در أصل حديث بحث كنيد !
اين مختصرى بود از شرح حال أبوصَلْت از كتب رجال عامّه .
أبوصَلْت هَرَوى ، از ثقات شيعه و از رُوات آنهاست
و امّا از كتب خاصّه اكتفا مىشود به مختصرى از آنچه را كه شيخ الفقهاء و المجتهدين : شيخ عبد الله مامَقَانى - رضوان الله عليه - در ترجمهء أحوال او ذكر كرده است :
بعضى گفتهاند دو عبد السَّلام بن صالح داريم ، يكى عامّى و ديگرى شيعى . شيخ طوسى ( ره ) در باب أصحاب الرّضا عليه السّلام از رجال خود او را عامّى دانسته
هامش
- إقرارٌ بالقلب و اينكه گفته است : كلبٌ للعلوية خيرٌ من بنى اميهء و مطالبى ديگر در توثيق يحيى بن معين او را ، و جمع نمودن مأمون بين او و بين بِشر مريسى و ظفر او در تمام مجالس بحث بر مَريسى ، و در پايان كه اين مطالب أخير را از أحمد بن سيار در « تاريخ مرو » نقل كرده است گويد كه : أحمد بن سيار گويد كه : من با او مناظره كردم تا حقيقت مذهب او را به دست آوردم ؛ و نديدم كه زياده روى نموده باشد ؛ مگر اينكه رواياتى را در مثال و عيوب خلفا روايت مىكند .