تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
زيرا كه يحيى بن معين از رجال صِحاح عامّه است . او از أعلام حفّاظ است . و همچنين شيخ او : محمّد بن عبد الله بن نُمَير هَمْدانِى خارفى أبوعبد الرّحمن كوفى ؛ و پدرش از رجال روايات صحاح مىباشند ؛ و ترجمهء أحوال آنها در « تهذيب التَّهذيب » عَسْقلانى : ج 6 ، ص 57 ، و ج 9 ، ص 282 آمده است . و أبومعاوية ضَرِير و أعمش ، « 1 » و مجاهد و ابن عبّاس از رجال صحاح و أعلام روات مىباشند . در اينجا به كدام زبان غير هرزه‌اى مىتوان لب به موضوعيّت آن گشود ؟ آيا ابن جوزى عَنُود و لجوج و شاگرد درجهء يك ابْن تَيميّهء حَرَّانِى و دست پروردهء او ، مىتواند جماعتى از رجال صحاح خود را كه همگى بر أمانت و صداقت ايشان إجماع كرده‌اند ، همچون : عَيسى بن يُونس بن أبى إسحق ، و يعْلَى بن عُبَيد ، و
هامش
( 1 ) - خطيب ، در « تاريخ بغداد » ج 9 ، ص 3 تا ص 13 ، شرح حال أعمش را مفصّلًا ذكر كرده است ، و ما در اينجا اختصارى از آن را مىآوريم : سليمان بن مهران أبومحمّد أعمش مولى بنى كاهل بنا به ذكر جرير بن عبد الحميد در دَنباوند كه در ناحيهء كوهستانى اطراف رى است به دنيا آمد ؛ و عباس دورى گفته است : اعمش مردى بود از اهل طبرستان از قريه‌اى كه به آن دَباوند مىگفتند : پدرش او را در كفالت خود به كوفه آورد ؛ مردى از بنى كاهل از بنى اسد او را خريد و آزاد كرد ، پس او مولاى بنى اسد و نازل در بنى اسد بود ؛ گويند : عمر بن عبد العزيز ، و هشام بن عروه ، و زُهْرِى ، و قتاده ، و أعمش همگى در شبهاى كشته شدن إمام حسين ( ع ) در سنهء 61 به دنيا آمدند . او ثقه بود . و در زمان خود بزرگترين محدّث أهل كوفه بود ؛ گويند : چهار هزار حديث از وى به ظهور رسيد ؛ ولى كتابى ندارد ، و از رؤساى قرائت قرآن بود ، و در زبان فصيح بود ، و پدرش از اسيران ديلم بود ، و مرد سخت و بدأخلاقى بود . أعمش مردى بود عالم به أحكام و فرائض ، و در زمان او كسى كه از او زيادتر حديث بداند ، نبود ؛ و در او تشيّع بود ، مرد زاهد و بدون تكبّرى بود ؛ روزى براى نماز جمعه مىرفت و پوستينى إ وژگون پوشيده بود و به عوض ردائى كه بايد بر دوش بگيريد يك حولهء سفره را بر دوش انداخت ؛ عيسى بن يونس گفت : ما در زمان خود و در قرنى كه قبل از ما بودند كسى را مثل أعمش نديديم . و با آنكه مرد فقير و محتاج بود ، من هيچ وقت سلاطين و أغنيا را نديدم كه مثل حقارتى كه در نزد أعمش داشتند ، در نزد كسى ديگر داشته باشند . اعمش از نسّاك زمان بود و بر نماز جماعت محافظت داشت و پيوسته در صفّ اوّل مىايستاد در حالىكه در عالم اسلام علّامه بود ، يحيى بن معين مىگفت : كان الاعمش جليلًا جدّاً . و ابن عينيه مىگفت : كان أقْرأهُمْ للقرآن ، و أحفظهم للحديث ، و أعلمهم بالفرائض ، و شعبه زمانىكه نام أعمش برده مىشد مىگفت : اين قرآن است ، اين قرآن است ، اعمش در سنهء 148 وفات كرد .