اين گفتار را در بحث از ديدن لوح ، در ج 27 ، ص 3 ، از طبع مطبعهء منيريّه ذكر كرده است .
و از جمله شيخ سليمان بن إبراهيم حسينى بلخى قندوزى متوفّى در 1293 است كه در « ينابيع المودّة » ص 65 و 72 و 73 و 400 و 419 ، با طرق بسيارى از حفّاظ و أعلام كه إسنادشان به أمير المؤمنين عليه السّلام ، و ابن عبّاس ، و جابربن عبد الله ، و حُذَيفة بن يمان ، و حَسَن بن على ، و ابن مَسعود ، و أنَس بن مالك و عبد الله بن عُمَر ، منتهى مىشود روايت كرده است .
و از جمله مولوى حَسَن الزَّمان در « الْقَوْلُ الْمُسْتَحْسَنُ فِى فَخْرِ الْحَسَنِ » آورده است ؛ و اين حديث را از أحاديث مشهوره و صحيحه شمرده است ؛ و گفته است كه : آن را جماعتى از إمامانِ حديث ، مانند ابن معين و خطيب و ابن جرير ، و حاكم و فيروز آبادى ، در « النَّقْد الصَّحيح » ، صحيح دانستهاند . و پس از آن گفته است : و جمعى مانند علآئى ، و زركشى ، و ابن حَجر ، با أقوام ديگرى اقتصار بر تحسين آن كردهاند ؛ ردّاً عَلَى ابْنِ الجَوْزِىّ « 1 »
مرحوم علّامهء أمينى پس از اين بحث به طور خلاصه نتيجه گيرى و جمعبندى ده نفر از أعلام عامّه را كه حكم به صحّت اين حديث كردهاند ، به نامهاى : يحْيى بن مُعين ، و محمّد بن جَرير طبرى ، و حاكم نيشابورى ، و خطيب بغدادى ، و حَسَن سمرقندى ، و مجد الدّين فيروز آبادى ، و جلال الدّين سُيوطى ، و سيّد محمّد بُخارى ، و أمير محمّد صَنْعانى ، و حَسَن الزَّمان ياد مىكند و نيز ده نفر ديگر را كه از كلامشان ظاهر است كه : صحّت اين حديث را اختيار كردهاند به نامهاى : محمد بن طلحهء قُرَشى ، و يوسف بن قُزْاوغلى ، و صلاح الدّين علآئى ، و محمّد جزرى ، و محمّد سَخاوِى ، و روزبهان شيرازى ، و متّقى هِنْدى ، و ميرزا محمد بدخشانى ، و ميرزا محمد صدر العالم ، و ثنآء الله پانى پتى هندى ذكر مىنمايد .
و پس از آن عبارات مختلفى كه در اين حديث به كار رفته است را بدين صورت به يازده گونه بيان مىكند
هامش
( 1 ) - : منتخب از « الغدير » ج 6 ، از ص 58 تا ص 77 .