تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مسأله‌اى فرو مىماند ؛ از او مىپرسيد . مردى به نزد عُمَر آمد و از مسأله‌اى سؤال كرد . عمر گفت : اينجا على است ، از او سؤال كن ! آن مرد گفت : من مىخواهم از تو بشنوم اى أميرمؤمنان ! عمر گفت : برخيز ! خداوند قدم هايت را شَل كند ! و اسم وى را از ديوان عَطا محو كرد . و از طرق عديده‌اى با روايت صحيحه از عُمَر آورده شده است كه : او پناه مىبرد به خدا از جماعتى كه در بين آن‌ها على نباشد ، تا به جائىكه على را نزد خود نگه مىداشت ؛ و براى او مصلحت نمىديد كه در جنگ‌ها برود ؛ براى آنكه در مشكلات وارده با او مشورت نمايد . و حافظ عبد الملك بن سليمان در روايت تخريج كرده است كه به عَطَآء گفته شد : آيا أحدى از صحابهء رسول خدا ، فقيه‌تر از على بوده است ؟ گفت سوگند به خدا نه ! حرالى گفته است : أوّلين از امّت و آخرين از آنها مىدانند كه فهم كتاب خدا انحصاراً در علم على است ؛ و كسى كه اين را نداند ؛ از پشت سر خود حركت كرده ؛ و از درى كه در برابر اوست گمراه شده است . خداوند حجاب را از دل‌ها بردارد تا يقينى كه با كشفِ غطآء تغيير نكند ، متحقّق شود - إلى آخر كلامه . و از جمله شيخ محمود بن محمّد بن على شيخانى قادرى است كه در تأليف خود « الصّراطُ السَّوِى فِى مَناقِب آل النَّبى » نقلًا از أحْمَد و تِرْمَذى به صورت إرسال مسلّم و واقعهء متحقّقه آورده است ، و از همين جهت گفته است : و به همين علّت ابن عبّاس عادتش چنين بوده است كه مىگفته است : مَنْ أتَى الْعِلْمَ فَلْيأتِ الْبَابَ وَ هُوَ عَلِىٌ رَضِى اللهُ عَنْهُ . « كسىكه طالب علم است ، بايد از درش بيايد . و آن على بن أبى طالب رضى الله عنه است . » و از جمله عبد الحقّ دِهْلَوى متوفّى در 1052 است كه در « اللَّمَعَاتُ فِى شَرْحِ الْمِشْكاة » آورده است ؛ و كلمات بسيارى از حفّاظ حديث را نفياً و اثباتاً در أطراف اين حديث ذكر كرده است ؛ و در پايان خودش مذهب جمعى از متأخّرين حفّاظ را كه قآئل به ثبوت حديث و حُسْنِ آن شده‌اند ، اختيار كرده است ؛ و