مگر زيد را در خانه . و اين نمىفهماند كه إكرام ياران همگى در خانه بوده است .
و علاوه بر تمام اينها صدور اين حديث در وقت عزيمت به تبوك جاى شبهه نيست ؛ و در نزد همگى از عامّه و شيعه مورد اتّفاق است ؛ آنگاه چگونه مىتوان انتصاب أمير المؤمنين را در مدينه به اين حديث اثبات نمود ؛ آن وقت مفاد و معناى آنرا كه منزله است ؛ بعد از رسول خدا دانست ؟ ! و اصولًا اين حديث را مىفهماند كه : أمير المؤمنين « عليه السّلام » مطلقاً مثل هارون داراى مناصب و مقاماتى در زمان رسول الله بوده است ؛ و شخص دوَّمِ عالَم نبوّت و رسالت پيغمبر أكرم بوده است . و اين معناى مستفاد از اين حديث ، منافات با منازل او در خصوص زمان بعد از فوت رسول خدا مىكند .
ختم كتاب و علّت عدم پيروى أكثريّت منحرف از أمير المؤمنين « عليه السّلام »
بارى بعد از اين همه نصوص و تصريحات رسول الله در نصب و تعيين أمير المؤمنين بر مقام جانشينى و إعطاءِ منزلهء هارونى ، اگر كسى بگويد : چطور ممكن است مخالفت اين نصوص را نمود ؟ چطور مىشود علىّ را خانه نشين كرد ؟ چطور مىشود حقّ مُسَلِّم او را غصب كرد ؟ چگونه متصوّر است أكثريّت افراد پس از رسول خدا از بيعت با او سرپيچى كنند ؟
جواب هماناست كه استادنا الأكرم علّامهء طباطبائى - رضوان الله عليه - به طور إجمال در تعريف شيعه بيان كردهاند :
« شيعه از راه بحث و كنجكاوى در درك فطرى بشر ، و سيرهء مستمرّهء عقلاء انسان ، و تعمّق در نظر أساسى آئين اسلام كه إحياء فطرت مىباشد ، و روش اجتماعى پيغمبر اكرم ، و مطالعهء حوادث أسف آورى كه پس از رحلت به وقوع پيوسته ، و گرفتارىهائى كه دامنگير إسلام و مسلمين گشته ، و به تجزيه و تحليل در كوتاهى و سهل انگارى حكومتهاى اسلامى قرون اوّليهء هجرت ، بر مىگردد ، به اين نتيجه مىرسد كه : از ناحيهء پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم نصّ كافى در خصوص تعيين إمام و جانشين پيغمبر رسيده است ، آيات و أخبار متواتر قطعى مانند آيه وَلَايت و حديث غَدِير و حديث سَفِينَة و حديث ثَقَلَين و حديث حَقّ و حديث مَنْزِلَت و حديث دَعْوَتِ عَشِيرَهء أقْرَبِين و غير آنها به اين معنى دلالت داشته و