دارند ؛ ولى نظر به پارهاى دواعى تأويل شده و سر پوشى روى آنها گذاشته شده است » « 1 »
و جواب همانست كه ابن مَكّى نيلى در أشعار خود آورده است كه اگر اجماع صحيح باشد ، هميشه و همگى إجماع بر عليه حقّ و براى إبطال آن نمودهاند . او در ردّ دو بيت يوسُف وَاسِطِىّ كه در طعن بر أمير المؤمنين عليه السّلام و تخلّف او از بيعت سقيفه بعد از رسول خدا آورده است ؛ چنين گويد :
ألَا قُلْ لِمَنْ قَالَ فِى كُفْرِهِ * وَ رَبِّى عَلَى قَوْلِهِ شَاهِدُ 1
( إذا اجْتَمَعَ النَّاس فِى وَاحِدٍ * وَ خَالَفَهُمْ فِى الرِّضَا وَاحِدُ 2
فَقَدْ دَلَّ إجماعُهُمْ كُلَهّمْ * عَلَى انَّهُ عَقُلُهُ فَاسِدُ ) 3
كَذَبْتَ وَ قَوْلُكُ غَيرُ الصَّحِيحْ * وَ زَعْمُكَ ينْقُدُه النَّاقِدُ 4
فَقَد اجْمَعَتْ قَوْمُ مُوسَى جَمِيعاً * عَلَى الْعِجْلِ يا رِجْس يا مَارِدُ 5
وَدَامُوا عُكُوفاً عَلَى عَجْلِهِمْ * وَ هَارُونَ مَنْفَرِدٌ فَارِدُ 6
فَكَانَ الْكَثِيرُهُم الْمُخْطِئُونْ * وَ كَانَ المُصِيبُ هُوَ الواحَدُ 7 « 2 »
1 - آگاه باش ! بگو به آن كس كه در گفتار كفر آميز خود گفته است ؛ و پروردگار من بر گفتار او گواه است :
2 - ( در وقتى كه تمامى مردم بر پيروى از شخصى مجتمع شوند ؛ و در ميان آنها يك نفر در رضايت بر پيروى مخالفت كند ؛
3 - اجتماع همهء آنها بر پيروى از آن شخص دليل است بر آنكه عقل آن مردِ مخالف فاسد است . )
4 - ( به آن گوينده بگو : ) دروغ گفتى ! و اين گفتارت نادرست است ! و پندار تو را شخص ناقد خبير جدا كنندهء كلام خراب و نادرست از سخن درست و استوار ، جدا مىكند ؛ و تميز مىدهد و غشّ و غلّ در آن هويدا مىسازد .
5 - زيرا تمام قوم موسى بر عبادت گوساله اجتماع كردند ، اى شخص پليد و
هامش
( 1 ) - « شيعه در اسلام » استاد علّامهء طباطبائى ، طبع اوّل 1389 هجرى قمرى ، ص 113 و ص 114 .
( 2 ) - « الغدير » ج 14 ، ص 396 . و ابن مكّى نيلى از شعراى معروف أهل بيت رسول خدا و فانى در محبّت و مودّت عترت طاهره بوده است ؛ و از شعراى قرن سادس و در سنهء 565 وفات نموده است .