و امّا آنچه را كه شيخ صدوق در جواب اين شبهه كه اين منزله را پيامبر براى علىّ در زمان حيات خودش معيّن كرده است ، فرموده است ؛ تمام نيست و مستلزم اشكالاتى است :
او فرموده است : ما إثبات مىكنيم كه : مراد از منزلهاى را كه رسول خدا در حديث منزله براى علىّ « عليه السّلام » معين كرده است ، آن منزله را براى او بعد از وفات خودش قرار داده است ؛ نه براى علىّ در زمان حيات خود .
و بعد از شرح و تفصيل بسيارى محصّلًا به دو دليل در صدد إثبات اين مدّعى برآمده است .
اوَّل آنكه : چون نفى نبوّت در جملهء إلَّا انَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى به جهت علّت فضيلت و منزلتى است كه موجب نبوّت مىشده است ؛ بنابر اين نفى نبوّت از على ، بايد در وقتى باشد كه آن فضيلت براى او همانند هارون در همان وقت مقرّر شده باشد ؛ و چون نفى نبوّتى را كه رسول خدا بعد از خودش نموده است ، بعد از وفات اوست ؛ نمىتواند اين منزله براى على در زمان حيات او باشد . زيرا اين موجب لغويّت گفتار مىگردد كه : انْتَ مِنىِّ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى را در زمان حيات رسول الله بگيريم ؛ آنگه جملهء إلَّا انَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى را بعد از وفات او ، و بايد حتماً مُسْتَثْنى و مستثنى منه در يك زمان بوده باشند .
دوّم آنكه : چون استثناء نبوّت بعد از حيات شده است ؛ اگر منزلهاى كه موجب نبوّت شود ، در حيات باشد ؛ لازم مىآيد كه علىّ در زمان حيات رسول خدا پيغمبر باشد ؛ و اين أمر فاسد است .
و اگر كسى بگويد : مراد از گفتار رسول خدا در لفظ بَعْدِى بعد از نبوّت باشد ؛ نه بعد از مردن . اين گفتار اشتباه است ؛ زيرا كه لازم مىآيد از خبرى كه مسلمين روايت كردهاند كه إنَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدَ مُحَمَّدٍ « صلّى الله عليه و آله و سلّم » ( بعد از محمّد پيامبرى نيست ) اينطور استفاده شود كه : در زمان حيات رسول خدا پيغمبرى نيست ؛ و ليكن اشكالى ندارد كه بعد از ارتحال او پيامبرانى بيايند . « 1 »
هامش
( 1 ) - خلاصهء گفتار صدوق در كتاب « معانى الأخبار » ص 76 تا ص 78 .