تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
آن‌حضرت ؛ به اعتراف خصم ندارد . و ابن أبىالحديد از شيخ خود ( أبوجَعفَر إسكافى ) « 1 » آورده است كه او گويد : در خبر صحيح روايت شده است كه : قبل از ظهور اسلام ؛ و انتشار آن در مكّه پيغمبر على را در ابتداء دعوت نبوّت ؛ تكليف به تهيهّ طعام نمود ؛ و اينكه بنو عبدالمطلّب را دعوت كرد . و در آن روز به‌جهت كلمه‌اى كه عمويش أبولَهَب گفت پيغمبر « صلّى الله عليه و آله و سلّم » ايشان را إنذار نكرد و بيم نداد ؛ فلهذا پيغمبر على را براى روز دوّم تكليف به تهيّهء طعام و دعوت مجدّد بنو عبدالمطلّب نمود . على طعام تهيّه كرد ؛ و ايشان را دعوت كرد ؛ و همگى طعام خوردند . در اين‌حال پيغمبر « صلّى الله عليه و آله » آنها را بدين اسلام دعوت كرد ؛ و على را هم نيز به همين أمر دعوت كرد ؛ زيرا كه على از بنو عبدالمطلب بود ؛ و سپس رسول خدا ضمانت كرد براى كسىكه با او موازرت و معاونت كند ؛ و او را در گفتارش نصرت كند ؛ او را در دين برادر خود گرداند ؛ و بعد از مردنش وَصِىّ او باشد ؛ و خليفه و جانشين او بعد از رحلتش بوده باشد . همهء آن قوم إمساك كردند و على به تنهائى پاسخ پيامبر را داد ؛ و گفت : أنَا أنصُرُكَ عَلَى مَا جِئتَ بِهِ ؛ وَ أوازِرُكَ وَ أُبَايعُكَ « اى رسول خدا ! من تو را نصرت مىكنم ؛ در اين دينى كه از جانب خدا آورده‌اى ! و معاونت و وزارت تو را مىنمايم ؛ و با تو در استقامت و پايدارى بر اين امور بيعت مىنمايم . » و چون پيغمبر ؛ از ايشان خِذْلان ديد ؛ و از او نصرت ؛ و از ايشان معصيت ديد ؛ و از او اطاعت ؛ و از ايشان إمساك و اباء ديد ؛ و از او إجابت ؛ گفت :
هامش
( 1 ) - أب جعفر إسكافى ؛ محمّد بن عبدالله أبوجعفر و معروف به إسكافى است ؛ خطيب در « تاريخ بغداد » در ج 5 ص 416 ترجمهء حال او را ذكر كرده است ؛ و گفته است كه او يكى از متكلّمين معتزلهء بغداد بوده است ؛ و تصانيف معروفى دارد ؛ و چنين به من رسيده است كه در سنهء 240 فوت كرده است . انتهى . إسكافى كتاب معروف خود را كه به نام « نَقْض العُثمانية » است در رد كتاب عثمانيهء جاحظ نوشته است ؛ و غالب مطالبى را كه ابن أبى الحديد در « شرح نهج البلاغه » از او نقل مىكند ؛ از اين كتاب است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 42 | السيد محمد حسين الطهراني