تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١

مقام دوّم از حديث منزله بعد از فتح خيبر است

مَقام و مَوْطِن دوّم در وقت فتح خَيبَر است كه : چون رسول خدا لواى جنگ را به أبوبكر سپرد و فرار كرد ؛ و پس از آن به عمر سپرد و فرار كرد ؛ و سپس فرمود اينك لواى جنگ را به كسى مىسپارم كه خدا و رسول او او را دوست دارند ، واو نيز خدا و رسول او را دوست دارد ؛ او حمله مىكند ، و فرار نمىكند ؛ و خداوند فتح را به دست او عملى مىنمايد ؛ و بسيارى از آنان منتهز و مترقّب بودند كه آنها را بفرستند ، در اين‌حال رسول خدا گفت : علىّ كجاست ؟ ! گفتند : چشمانش وَرَم كرده و درد مىكند و نمىتواند ببيند ؛ و در محلّ توقّف و منزلگاه مشغول آسيا كردن است . حضرت رسول الله او را طلبيدند ؛ و از آب دهان خود در چشمان او ريختند ؛ و لوا را به دست او دادند ، عَلِىّ مَرْحَب : يگانه مرد دلاور و بَطَل شجاع يهود را كشت ، و قلعه را گشود ؛ و دَرِ تاريخى قلعه را يكتنه به مكانى دور افكند و از جملهء اسيران دختر حُيىُّ بْنُ أخْطَب را به نزد رسول خدا آورد ؛ در اينحال رسول خدا آنجملات عجيب و تاريخى را دربارهء او مىگويد كه از جملهء آن اين‌ست لَوْلَا انْ تَقُولَ فِيكَ طَائِفَةٌ مِنْ امَّتِى ما قَالَتِ النَّصَارَى فِى الْمَسِيحِ ابْن مَرْيمَ ، لَقُلْتُ فِيكَ الْيوْمَ مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلإٍ إلَّا اخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمِك وَ مِنْ فَضْلٍ طَهُورِكَ فَاسْتَشْفَوْا بِهِ ! وَ لَكِنْ حَسْبُكَ انْ تَكُونَ مِنِّى وَ انَا مِنْكَ ! تَرِثُنِى وَارِثُكَ ! وَ انْتَ مِنِّى بِمَنْزِلَة هَارُونَ مِنْ مُوسَى إلَّا انَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى ! وَ إنَّكَ تُبرِءُ ذِمَّتِى ! وَ تُقَاتِلُ عَلَى سُنَّتِى ! - الحديث . « 1 »
هامش
- حالى به حال دگرى برنگشت و تغيير و تبديل در او پيدا نشد . » تا مىرسد به اين بيت كه :قالت : اكلُّ الذى قد قلت فى رجلٍ ؟ * فقلتُ : كلُّ الذى قد قلتُ فى رجلٍ قالت : فمن هو هذا الفرد ؟ سمه لنا * فقلت : ذاك أميرالمؤمنين علىّ« گفت : آيا تمام اين صفات و محامد و خيراتى كه بيان كردى ، در يك مرد جمع شده است ؟ گفتم : تمام اين صفات و محامد و خيرات در يك مرد جمع شده است . گفت : پس كيست اين يك فرد كه جميع مكارم و فضائل در او گرد آمده است ؟ نشانه‌اش را بگو ! گفتم : آن يك فرد ، أميرالمؤمنين على بن أبىطالب « عليه السّلام » است . » الغدير ، ج 4 ، ص 40 و ص 41 . ( 1 ) - اين حديث را با بقيّهء فقرات ، آن ، ما در ص 78 و ص 79 از همين جلد « إمام شناسى » از
امام شناسى (فارسى) — صفحة 411 | السيد محمد حسين الطهراني