2 - و آن كسانى را كه به فاطمه گفتند : تو ما را با طولانى نمودن نوحهها و نالهها و سوزهاى دائمى خود ؛ آزار دادهاى !
3 - و آن كسانى را كه درخت أراك را بريدند ؛ براى آنكه فاطمه در زير برگها و شاخههاى آن نتواند از تابش آفتاب سوزان مدينه ؛ خود را در پوشش بدارد .
4 - و آن كسانى را كه هيزم جمع كردند براى آتش زدن خانهاى كه اگر آن خانه نبود ؛ امور و أحكام و أساس متفرّق و متشتّت دين خدا ؛ هيچوقت بههم پيوسته نمىشد ؛ و مجتمع نمىآمد .
5 - و آن كسانى را كه بر بتولِ عَذْرآء فاطمهء زهرآء در خانهاش هجوم آورده ؛ و عزيزترين طفل در شكم او را سقط كردند .
6 - و آن كسانى را كه جلودارى نموده ؛ و إمامشان را از جلو با حمائل شمشيرش كشيده و گرفته براى بردن به مسجد به جهت بيعت و فاطمهء أطْهر كه مُجَسَّمهء طهارت بود ؛ در پشت سر او با ناله و فرياد مىرفت ؛ و از او دفاع مىكرد و مىگفت :
7 - دست از پسر عموى من برداريد ! و گرنه براى دعا به درگاه خداوند ؛ سر خود را برهنه مىكنم ؛ و شكوهء از همّ و غمّ خود را به بارگاه او عرضه مىدارم .
8 - ناقهء صالح و بچّهء تازه متولّد شدهاش در فضيلت و شرف در پيشگاه خداوندى بيشتر از من نبودهاند .
9 - و به قبر شريف پدرش رسول خدا روى آورد ؛ با چشمهائى أشكبار ؛ و دلى گداخته و آتشين و پر غصّه و اندوه .
10 - و در حالى كه پنجههاى مصيبت در قلب او فرو رفته بود گفت : وَاغَوْثَاه براى دفع متجاوزان ؛ ياوران من اندكاند .
11 - اى پدر جان ! اين سَامِرِىّ و گوسالهاش ؛ إمام مردم شدند و مردم از هَارُون روى گردانيدند .
12 - با تحمّل و فشارى كه براى صبر و شكيبائى بر خود وارد كنم ؛ تازه از
امام شناسى (فارسى) — صفحة 409
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٠٩