تا مىرسد به اينجا كه مىگويد :
أ نَبِىٌ بِلَا وَصِىًّ تَعَالَى اللهُ * عَمَّا يقُولُه سُفَهَاهَا 1
زَعَمُوا أنَّ هَذِهِ الارضَ مَرْعىً * تَرِكَ النَّاسُ فِيهِ تَركَ سَدَاهَا 2 « 1 »
1 - مگر مىشود پيغمبرى بدون وصىّ باشد ؟ تعالى الله از آنچه سفيهان مىگويند .
2 - پنداشتهاند كه اين زمين چراگاهى است ؛ كه مردم را در ورود به آن يله و رها گذاشتهاند .
تا مىرسد به اينجا كه مىگويد :
نَقَضُوا عَهْدَ أحْمَدٍ فِى أخِيهِ * وَ أذَاقُوا البَتُولَ مَا أشْجَاهَا 1
وَ هِىَ العَروَةُ الَّتِى لَيْسَ ينْجُو * غَيْرُ مُستَعصِمٍ بِحَبْلِ وَلَاهَا 2 « 2 »
1 - شكستند پيمان و سفارش أحمد را دربارهء برادرش ؛ و به بتول عذراء از غصّههاى دردناك چشانيدند .
2 - در حالىكه فاطمهء زهراء دستاويزى است كه غير از آن كه به ريسمان ولاى او چنگ زند راه نجات ندارد .
و سپس از قول آن بى بى دو عالم مطالبى را بس مستدل و مُبَرهن در خطاب به آن قوم در مؤاخذه و معاتبهء ايشان ؛ يكايك بيان مىكند ؛ تا مىرسد به اينجا كه مىگويد :
وَ حَذَوتُمْ حَذْوَ الْيهُودِ غَدَاةَ * اتَّخَذُوا الْعِجْلَ بَعْدَ مُوسَى إلَهَا « 3 »
« و شما عيناً از يهود پيروى نموديد ؛ و به مثابه و مشابه آنها عمل كرديد ؛ در آن وقتى كه چون موسى به مناجات رفت ؛ گوساله را پرستيده و خداى خود اتّخاذ نموديد ! »
و تا مىرسد به اينجا كه مىگويد :
هامش
( 1 ) - ديوان ازرى ، ص 154 .
( 2 ) - همين ديوان ، ص 158 .
( 3 ) - همين ديوان ، ص 159 .