أىَّ شْىءٍ عَبَدْتُمُ إذْ عَبَدْتُمْ * أنْ يوَلَّى تَيمٌ عَلَى آلِ طَهَ 1
هَذِهِ الْبُرْدَةُ الَّتِى غَصِبَ اللهُ * عَلَى كُلِّ مَنْ سِوَانَا ازْتَدَاهَا 2
عَلِمَ اللهُ انَّنَا أهلُ بَيتٍ * لَيس تَاْوِى دَنِيةٌ مأْوَاهَا 3
وَلِاىِّ الْامُورِ تُدْفَنُ سِرّاً * بَضْعَةُ الْمُصْطَفَى وَ يعْفَى ثَرَاهَا 4
فَمَضَتْ وَ هْىَ اعْظَمُ النَّاسِ وَجْداً * فِى فَم الدَّهْرِ غُصَّةٌ مِنْ جَوَاهَا 5
وَثَوَت لَا يرَى لَهَا النَّاسُ مَثْوًى * أىُّ قُدْس يضُمُّه مَثْوَاهَا 6 « 1 »
1 - چه چيزى را شما پرستيديد ؛ در وقتى كه خاضع شديد و پذيرفتيد كه : تيم ( أبوبكر ) بر آل طَهَ ولايت كند ؟
2 - اين بُرده ؛ لباسى است كه خداوند مغضوب دارد كسى را كه غير از ماست ؛ آنرا به دوش افكند .
3 - خداوند مىداند كه حقّاً ما أهل بيتى هستيم كه هيچ ننگ و عار و زشتى و پستى نمىتواند در اين بيت منزل بگيرد .
4 - و به چه علّت پارهء گوشت بدن مصطفى ( فاطمهء زهراء ) در پنهانى بايد دفن شود ؛ و تربتش نيز پوشيده و مخفى گردد ؟
5 - آرى فاطمه از دنيا رفت ؛ و از شدّت أندوه و غُصّه پر بارترين مردم بود ؛ و در دهان روزگار هنوز از آتش درون او گلوگير شده ؛ و روزگار نتوانسته است اين غُصّه را فرو ببرد ؛ يا بيرون افكند .
6 - آرى فاطمه در زير زمين مسكن گزيد به طورى كه هيچيك از مردم قبر او را نشناسد و مطّلع نشود . هر كانون قُدْس و مركز طهارت و دل پاكى كه فاطمه را در خود جا دهد ؛ خوابگاه و منزلگاه فاطمه است . گذشتند . با عصاى آنحضرت در ميان دريا دوازده راه خشكى پيدا شد ؛ و هر كدام از أسباط يعنى فرزندان هر سبط از أسباط دوازده گانه ؛ كه دوازده پسر حضرت يعقوب بودند ؛ از يك راه بخصوص عبور كردند . و بعد از عبور نيز مىترسند كه مبادا فرعونيان بر آنها هجوم كنند ؛ و بعضى در قوهّ خياليّه خود نمىتوانستند غرقه شدن فرعون را با آن جلال و عظمت و ابَّهَت تصوّر كنند كه خداوند به دريا أمر كرد تا جَسَد او را به ساحل اندازد ؛ و موجب ديدار و عبرت همگان گردد .
همين كه بنى إسرائيل از دريا
اشعار شيخ صالح حِلّى در مظلوميّت أميرالمؤمنين و زهراء « عليهما السّلام »
بارى در اينجا چقدر مناسب است أبياتى از شاعر و مادح أهل بيت ؛ قريب العصر زمان خود مرحوم شيخ صالح حلّى أعلى الله مقامه الشريف را بياوريم : گذشتند . با عصاى آنحضرت در ميان دريا دوازده راه خشكى پيدا شد ؛ و هر كدام از أسباط يعنى فرزندان هر سبط از أسباط دوازده گانه ؛ كه دوازده پسر حضرت يعقوب بودند ؛ از يك راه بخصوص عبور كردند . و بعد از عبور نيز مىترسند كه مبادا فرعونيان بر آنها هجوم كنند ؛ و بعضى در قوهّ خياليّه خود نمىتوانستند غرقه شدن فرعون را با آن جلال و عظمت و ابَّهَت تصوّر كنند كه خداوند به دريا أمر كرد تا جَسَد او را به ساحل اندازد ؛ و موجب ديدار و عبرت همگان گردد .
همين كه بنى إسرائيل از دريا
الْوَاثِبِينَ لِظُلْمِ آلِ مُحَمَّدِ * وَ مُحَمَّدٌ مُلْقىً بِلَا تَكْفِين 1
وَ الْقَائِلِينَ لِفَاطِمٍ آذَيتِنَا * فِى طُولِ نَوْحٍ دَائِمٍ وَ حَنِينِ 2
هامش
( 1 ) - ديوان ازرى ، ص 160 . گذشتند . با عصاى آنحضرت در ميان دريا دوازده راه خشكى پيدا شد ؛ و هر كدام از أسباط يعنى فرزندان هر سبط از أسباط دوازده گانه ؛ كه دوازده پسر حضرت يعقوب بودند ؛ از يك راه بخصوص عبور كردند . و بعد از عبور نيز مىترسند كه مبادا فرعونيان بر آنها هجوم كنند ؛ و بعضى در قوهّ خياليّه خود نمىتوانستند غرقه شدن فرعون را با آن جلال و عظمت و ابَّهَت تصوّر كنند كه خداوند به دريا أمر كرد تا جَسَد او را به ساحل اندازد ؛ و موجب ديدار و عبرت همگان گردد .
همين كه بنى إسرائيل از دريا