تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
« گفت : إى سَامِرىّ ! سبب اين أمر عظيمى را كه مرتكب شده‌اى چه بود ؟ ! سَامِرىّ گفت : من ( در علم ريخته‌گرى و مجسّمه سازى ) بصيرتى داشتم كه اين قوم آن‌را نداشتند ؛ و بنا بر اين نفس من مرا إغوا كرد ؛ و چنين برايم زينت داد كه : مقدارى از اين زينت آلاتى كه در تحت يد رسول است و متعلّق به اوست ؛ برگيرم ؛ و آن را در آتش أفكنم ( تا به صورت گوساله‌اى كه از راه دهانش چون باد خارج شود به صدا در آيد ) مجسّمه‌اى بسازم » . « 1 » در اينجا حضرت موسى حكم به مجازات او مىكند كه از بين بنى إسرائيل بيرون برود ؛ و هيچكس با او تماس نگيرد تا مرگ او برسد ؛ و بالأخره در موعد جزا و پاداش اخروى آن پاداش و عذاب مشركين و مُضِلّين به او خواهد رسيد .
قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً . إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
. « 2 » « موسى به او گفت : برو ! جزاى تو در دنيا اين‌است كه بگويى : لا مِسَاسَ : هيچ‌گونه تماسى با من نيست ؛ و ديگر آنكه حقّاً در وقت معينّى كه خداوند مقرّر كرده است ؛ هلاك مىشوى ! و اينك بنگر به اين خدايت كه پيوسته در عبادت او مقيم و پا بر جا بودى ! كه سوگند به خدا البتّه و البتّه آن‌را آتش مىزنيم ؛ و پس از آن ذرات و گردهاى باقيمانده از آن‌را در دريا پراكنده مىكنيم ! اين‌است و غير از اين نيست كه معبود شما الله است ! آن كسى كه هيچ معبودى جز او نيست و علمش به هر چيز احاطه دارد . » علّامه طباطبائى - رضوان الله عليه - گفته‌اند كه : اين مجازات كه
فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ
بزرگترين جريمه و شديدترين پاداشى است كه
هامش
( 1 ) - تفسير و ترجمه‌اى را كه براى اين فقره آورديم يكى از احتمالاتى است كه علّامه استاد - طباطبائى رضوان الله عليه - در تفسير « الميزان » ج 14 ؛ ص 212 و ص 213 مىدهند . و چون از ساير وجوه احتمال كه مراد از أثر الرّسول أثر پاى مركب جبرئيل باشد در وقت خروج از دريا ؛ و يا مراد از آثار رسالت موسى باشد ؛ از اشكالات وارده كمتر در برداشت لهذا آن‌را آورديم . ( 2 ) - آيه 97 و 98 ؛ از سورهء 20 : طه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 396 | السيد محمد حسين الطهراني