من پيروى نكنى در آن وقتى كه ايشان را مشاهده كردى كه گمراه شدهاند ؟ ! آيا تو از أمر من ( كه گفتم در بين قوم من خليفه باش و از راه مفسدان پيروى مكن ) سرپيچى نمودى ! ؟ گذشتند . با عصاى آنحضرت در ميان دريا دوازده راه خشكى پيدا شد ؛ و هر كدام از أسباط يعنى فرزندان هر سبط از أسباط دوازده گانه ؛ كه دوازده پسر حضرت يعقوب بودند ؛ از يك راه بخصوص عبور كردند . و بعد از عبور نيز مىترسند كه مبادا فرعونيان بر آنها هجوم كنند ؛ و بعضى در قوهّ خياليّه خود نمىتوانستند غرقه شدن فرعون را با آن جلال و عظمت و ابَّهَت تصوّر كنند كه خداوند به دريا أمر كرد تا جَسَد او را به ساحل اندازد ؛ و موجب ديدار و عبرت همگان گردد .
همين كه بنى إسرائيل از دريا
موجّه بودن عذر هارون در عدم قيام و إقدام حادّ بر عليه سامرى
هارون گفت : إى پسر مادر من ! ريش مرا مگير ! و سر مرا مگير ! من ترسيدم ( كه در صورت مقابله و مقاومت شديد ؛ فقطّ بعضى از قوم إطاعت كنند ؛ و اكثريّت آنها مخالفت نمايند ؛ و موجب تفرّق و تشتّت آنها به دو دستگى گردد ؛ و در اين صورت ) تو به من بگوئى : در بين بنى إسرائيل تفرقه و جدائى افكندى ! و گفتار مرا ( كه در بين ايشان به صلاح رفتار كن ) پاس نداشتى ! »
و از اينكه هارون مىگويد : ريش مرا و سر مرا مگير ؛ معلوم مىشود كه : از فَرْط غَضَب ؛ موسى مىخواسته است ؛ هارون را بزند ؛ همچنانكه در سوره أعراف آمد كه :
أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ
« موسى سر برادرش را گرفته و به سوى خود مىكشيد . »
و چون هارون عذر خود را بيان كرد كه : علّت عدم مقاومت تامّ من ؛ عدم تفرّق و پاشيدگى در بين بنى إسرائيل بود ؛ و بنا بر اين نه تنها من مخالفت تو را ننمودم ؛ بلكه عين أمر تو را كه گفتى : به صلاح در بين آنها عمل كن ؛ پاسدارى كردم ! موسى عذر او را پذيرفت ؛ و دربارهء او و خودش دعا كرد كه :
« بار پروردگارا غفران و آمرزش خود را شامل حال من و برادرم بنما ؛ و در رحمت خود داخل كن ؛ كه تو رحمآورترين رحمتآورانى » . « 1 »
و در اينحال كه مكالمه موسى با هارون : برادرش به پايان رسيد ؛ نوبت مؤاخذه و خطاب با سَامِرىّ است . زيرا در مرحله أوّل موسى با قوم خود كه از راه برگشته بودند و گوساله را پرستيده بودند ؛ سخن گفت . و مرحله دوّم با برادرش هارون ؛ و اينك نوبت مرحله سوّم يعنى خطاب و عتاب با سَامِرىّ است .
قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ . قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي
« 2 »
هامش
( 1 ) - ترجمهء آيه 151 ؛ از سورهء 7 : أعراف .
( 2 ) - آيه 95 و 96 ؛ از سورهء 20 : طه .