ريختن و ذوب نمودن گوساله طلائى چيزى از أموال خود صرف ننموديم ؛ تا آنكه در اين أمر از روى قصد و تعمّد عمل كرده باشيم ) بلكه مقدار سنگينى از زينت آلات فرعونيان را كه با خود داشتيم ( همچون دستبند و گوشواره و سينه بند و غيرها ) ( براى ريختن گوساله ) انداختيم و سَامِرىّ هم آنها را در آتش انداخت ( و يا او هم مثل ما از زينتهاى خود انداخت ) و بنا بر اين براى ايشان گوسالهاى كه جز هيكل و جَسَدى بيش نبود ( و روح نداشت ) و صداى گوساله مىداد ؛ بيرون آورد ؛ و گفتند : إى قوم ! ايناست خداى شما و خداى موسى ! و موسى فراموش كرده بود كه اين خدا را به شما نشان بدهد ( و يا سَامِرىّ ياد خدا را بعد از إيمان به او فراموش كرد ) . ( چگونه عقول ايشان إجازه داد كه گوساله را بپرستند ؟ ) آيا آنها نمىديدند كه آن گوساله كه گفتار و سؤال ايشان را پاسخ نمىدهد ؟ و قدرت بر رسانيدن منفعتى و يا دور كردن ضررى را از آنان ندارد ؟ ! »
وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي . قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى
« 1 »
« و در حالىكه تحقيقاٌ هارون قبلًا به آنها گفته بود كه : إى قوم من ! اين گوساله وسيلهء امتحان شماست ؛ و شما بدان مفتون شده و دل باختهايد ! و حقّاً پروردگار شما خداوند رحمن است ؛ شما البتّه بايد از من إطاعت كنيد ! و پيروى از أمر من بنماييد ! در جواب گفتند : ما از عبادت آن دست بر نمىداريم ؛ و بر اين پرستش پايدار و ثابت مىباشيم تا موسى از ( كوه طور ) به سوى ما مراجعت كند ! » .
قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا ؛ أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي . قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي
« 2 »
« ( چون خطاب و عتاب موسى با قوم خود تمام شد ؛ رو به هارون نموده ) گفت : إى هارون چه باعث شد كه از متابعت من دست برداشتى ؟ و تو را مانع شد كه از
هامش
( 1 ) - آيه 90 تا 91 ؛ از سورهء 20 : طه .
( 2 ) - آيه 92 و ؛ از سورهء 20 : طه .