تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
بَعْدِى ؟ ! الحديث . « 1 » و نيز پس از آنكه روايتى را كه ما در همين جلد ص 191 از « غاية المرام » از ابن أبىالحديد و از ابن كثير آورديم ؛ او از « البَدَاية و النّهاية » ابن كثير ج 8 ، ص 77 « 2 » مىآورد مىگويد : آنچه كه سعد آن‌را عظيم مىشِمُرَد ؛ و در رديف حديث رايت خيبر ، و ازدواج با حضرت صدِّيقهء طاهره به وحى از خداوند عزيز قرار مىدهد كه آن دو چيز از پر ثمرترين و پر ارزش‌ترين فضايل است ، آنچه كه اگر معاويه آن‌را دربارهء علىّ شنيده بود ، با علىّ قتال نمىكرد ؛ و در تمام مدّت حيات خود خادم علىّ مىشد ؛ لابدّ بايد چيزى در رتبهء آن چيزى باشد كه ما آن‌را توصيف نموديم تا آنكه ارزش داشته باشد براى سعد كه آن‌را بر تمام نقاطى كه خورشيد بر آن طلوع كند ، و يا بر شتران سرخ موى ، برترى دهد ؛ و براى معاويه ارزش داشته باشد كه به واسطهء آن خدمتگزارى علىّ را برخود واجب ببيند ؛ نه استخلاف در أمر عائله و زن و فرزندان رسول خدا براى آنكه به شئون زندگى آنها رسيدگى شود ؛ به طوريكه شأن خدمتكاران باشد ؛ و نه آنكه به عنوان جاسوس و مراقب بر عمل منافقين باشد و بس ؛ تا از أخبار آنها تجسّس نموده ؛ و به پيامبر برساند به طورىكه اين وظيفهء طبقات معمولى از مستخدمين حكومت‌ها باشد . جهت پنجم : گفتار سَعِيدُ بْنُ مُسَيب است كه بعد از آنكه حديث منزله را از
هامش
( 1 ) - « جامع ترمذى » ج 2 ، ص 213 ، و « مستدرك حاكم » ج 3 ، ص 108 و آن‌را حاكم صحيح شمرده و ذهبى صحّت آن‌را امضاء نموده است ؛ و به همين لفظ مذكور مسلم در صحيح خود روايت نموده است ؛ و حافظ گنجى در « كفايه » ص 28 و بدخشانى در « نزل الأبرار » ص 15 از مسلم و ترمذى نقل كرده‌اند ؛ و به همين عبارت ابن حَجَر در « الإصابة » ج 2 ، ص 509 از ترمذى و ميرزا مخدوم جرجانى در فصل دوّم از كتاب « نواقض الرَّوافض » از مسلم و ترمذى نقل كرده‌اند . ( 2 ) - و در « البداية و النهاية » ج 8 ، ص 77 به دنبال اين حديث مىگويد : و در روايت ديگرى بدين مضمون آمده است كه اين كلام بين سعد و معاويه در مدينه در حجّى كه معاويه نمود ردّ و بدل شد . و آن دو نفر برخاستند و نزد امّ سلمه رفتند و از او دربارهء اين حديث پرسيدند . ام سلمه طبق روايتى را كه سعد براى معاويه كرده بود با آنها حديث كرد فقال معاوية : لو سمعت هذا قبل هذا اليوم لكنت خادماً لعلى حتى بموت أو أموت « پس معاويه گفت : اگر من اين مطلب را پيش از امروز شنيده بودم ؛ هر آينه خادم على مىشدم تا وقتى كه يا على بميرد و يا من بميرم . »