علىّ را هم برمدينه ، در غير اين واقعه ، رسول خدا منصوب نمود ، كلامى است باطل . زيرا در آن دفعات ، اين تهييج و إرجاف و فتنه انگيزى منافقين نبوده است ؛ و احتياج مبرِم صحنهء كارزار به وجود أمير المؤمنين « عليه السّلام » بيشتر بوده است چون علىّ مثل و مانندى نداشته است ، تا صولت مردان شجاع و دليران روزگار را بشكند ؛ و در مقابل سَرانِ لشگرها هجوم آورد و به ابطال كتائب حمله ور شود .
و پيوسته رسول خدا در آنكه أمير المؤمنين را با خود به جنگها ببرد ؛ و يا در غيبت خود جانشين خود نمايد ؛ مراعات أقوى المصلحتين را مىكرده است .
از اينها گذشته اين مرد ( اين تيميه ) در صدد برآمده است ، تا صورت اين استخلاف را كوچك جلوه دهد ؛ و گفته است كه : در جنگ تبوك ، استخلاف بر زنان و كودكان و ذوى الاعذار و غيره بوده است . و ليكن دوربين تَفَحُّص تامّ و بحث بليغ اين استخلاف را از جهات عديدهاى بزرگ نشان مىدهد .
جهاتى را كه علّامهء أمينى بر اهميّت مفاد حديث منزله آورده است
جهت أوّل آنكه : رسول خدا گفت : أمَا تَرْضَى أنْ تَكُونَ مِنَّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ؟ و اين عبارت مىرساند كه آنچه براى رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » است از رتبه و عمل و مقام و نهضت و حُكْم و إمارت و سيادت براى أمير المؤمنين « عليه السّلام » مىباشد ؛ مگر آنچه را كه جملهء استثناء بيرون كرده است كه همان نبوّت باشد ؛ « 1 » همانطورىكه هارون نسبت به موسى همينطور بود . پس اين مقام ، مقام خلافت از رسول الله است ؛ و قرار دادن علىّ راست به منزلهء نفس رسول خدا ؛ نه مجرّد به عمل واداشتن علىّ است در مدينه همچنانكه بعضى از صاحبان پندار پنداشتهاند
هامش
( 1 ) - . ما در مباحث صدر كتاب استفادهء از مضون اين حديث را اينطور دانستيم كه : حديث نمىخواهد حتّى از نقطه نظر نبوّتْ مقام و منزلت أمير المؤمنين « عليه السّلام » را كمتر از أنبياء قرار دهد ؛ بلكه مىخواهد برساند كه تو فقط اين منصب را از جهت اينكه ديگر پيغمبرى بعد از من نيست ندارى ! و الّا شأن و مقام و درجه و مرتبه و قابليّت تو در اتّصال با عوالم ملكوت همانطور كه در پيامبران بوده است به نحو أكمل و أتّم مىباشد . فلهذا چون أمير المؤمنين شكايت خود را در جُرف خارج مدينه به رسول خدا إبراز كرد كه : قريش چنين گمان مىكند كه تو به جهت سنگينى من بر تو ، مرا از همراهى خود محروم داشتى ! رسول خدا در جواب مىگويد : طال ما آذت الامَمُ أنبياءَها « چقدر از زمانهاى دو و دراز ، امتها پيامبرانشان را أذّيت مىكردند . » يعنى اين أذيّتى است كه به من مىكنند در اين نسبت خلاف و أذيّتى است كه به تو مىكنند در اين اتّهام و بهتان . ( اين گفتار رسول الله ، از « إعلام الورى » ص 129 نقل شد ) .