تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
پس اين حفظ و حراست ، و اين پاك كردن و زدودن ، أمر واحدى است كه به هر يك از آن دو نفس شريف به‌طور مساوى قيام دارد . و چقدر اين منزله و مقام بزرگ است كه تو را به حدّ أعلاى از درجات متصّوره دربارهء علىّ رهبرى مىكند . جهت چهارم : گفتار سَعْد بن أبىوَقَاص است كه در حديث صحيح وارد شده است كه وَ اللهِ لَأنَ يكُونَ لِى وَاحِدَةٌ مِنْ خِصالْ ثَلَاثٍ أحَبُّ إلَىَّ مَنْ أن يكُونَ لِى مَا طَلَعَتْ عَلَيهِ الشَّمْسُ . لَانْ يكُونَ قَالَ لِى مَا قَالَ لَهُ حِين رَدَّهُ مِنْ تَبُوكَ : أمَا تَرْضَى أنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزَلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ، إلَّا أنَّهُ لَا نَبِى بَعْدِى ، أحَبُّ إلَى مِنْ أنْ يكُونَ لِى مَا طَلَعَتْ عَلَيهِ الشَّمْسُ - الحديث . « 1 » « سوگند به خدا كه اگر براى من يكى از سه خصلت بود ؛ محبوب‌تر بود نزد من از آنكه آنچه خورشيد بر آن طلوع مىكند ، متعلّق به من بود . هر آينه آنچه را كه رسول خدا به علىّ گفت در وقت برگرداندن او را از حركت به تبوك ، اگر به من مىگفت كه : « آيا نمىپسندى كه منزلهء تو با من مانند منزلهء هارون با موسى باشد ؛ به‌جز آنكه پس از من پيامبرى نيست » محبوب‌تر بود نزد من از آنكه آنچه را كه خورشيد بر آن طلوع مىكند متعلّق به من بود . در اينجا علّامهء أمينى روايتى را كه ما « مروج الذَّهَب » در همين جلد در ص 168 و 169 آورديم ؛ مىآورد ؛ و پس از آن مىگويد : در نزد حافظان حديثِ ثَبْت و ثِقَه به طور روايت صحيح وارد است كه معاويه ، سَعْد را أمر كرده و گفت : چه جلوگير تو شده است كه از سَبَ أبوتراب خوددارى مىكنى ؟ ! سعد در جواب گفت : آگاه باش كه هر وقت به ياد مىآورم سه داستانى را كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » دربارهء علىّ گفت ، هيچ‌گاه او را سبّ نخواهم كرد ؛ به طوريكه اگر يكى از آنها براى من بود محبوب‌تر بود نزد من از شتران سرخ ! من در هنگامىكه رسول خدا علىّ را در غزوهء تبوك در مدينه قائم مقام خود كرد و علىّ گفت : يا رسول الله ! تو مرا با زنان و كودكان باقى مىگذارى ! ؟ شنيدم كه به او گفت : أمَا تَرْضَى أنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ؛ إلَّا أنَّهُ لَا نَبِىّ
هامش
( 1 ) - خصائص نسائى » ص 32 ، و « مروج الذّهب » ج 2 ، ص 61 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 374 | السيد محمد حسين الطهراني