تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
شديد مىشناختند ؛ تا آنكه جلوى آن شرّ مترقّب و فتنه و آشوب و بَلْواى مورد نظر گرفته شود . و گرنه معلوم است كه أمير المؤمنين « عليه السّلام » در هيچ مشهدى و غزوه‌اى كه رسول خدا حضور داشته است ؛ از او جدا نبوده است ؛ مگر غزوهء تبوك « 1 » ؛ و بر اين مطلب علماء سيره نويس همان‌طور كه سِبْطُ ابْنُ جَوْزِىّ در « تذكره » ص 12 آورده است ؛ اتّفاق دارند . و در توان و قدرت شخص بحث كننده است كه آنچه را كه ما بيان كرديم از گفتار رسول خدا به أمير المؤمنين : كَذَبُوا وَ لَكِنْ خَلَّفْتُك لِمَا وَرَائى « 2 » « منافقين دروغ مىگويند ؛ و ليكن من تو را براى آنچه در پشت سرم گذارده‌ام ؛ جانشين نموده‌ام ! » دريابد و نيز آنچه به روايت صحيح وارد شده است كه : چون رسول خدا عازم تبوك بود ؛ به أمير المؤمنين گفت : وَ لَابُدَّ مِنْ أنْ اقِيمَ أوْ تُقِيمَ فَخَلَّفَهُ « 3 » چاره‌اى نيست كه يا بايد من بمانم ؛ و يا بايد تو بمانى ؛ و او را جانشين خود كرد . استنتاج كند . و چون تمام اين مطالب را دانستى ؛ نبايد بر تو پنهان بماند كه گفتار رسول الله : لَا ينْبَغِى أنْ أذْهَبَ إلَّا وَ أنْتَ خَلِيفَتِى « 4 » ؛ منظور و مقصودى از آن در نظر گرفته نشده است ، مگر در خصوص اين واقعه ؛ و در عبارت آن لفظى نيست كه دلالت بر عموم كند ؛ و تمام دفعاتى را كه رسول خدا از مدينه غائب شده است ؛ شامل شود . پس بنابراين آنچه را كه اين مرد ( ابن تَيمِيه ) نقض كرده است كه غير از
هامش
( 1 ) - « الاستيعاب » ج 3 ، ص 34 ، در حاشيهء « الإصابة شرح التقريب » ج 1 ، ص 85 ، « الرّياض النضرة » ج 2 ، ص 163 ، « الصّواعق المحرقة » ص 72 ؛ « السيرة الحلبيّة » ج 3 ، ص 148 ؛ « الإسعاف » ص 149 ، « الإصابة » ج 2 ، ص 507 . ( 2 ) - « الرِّياض النَّضرة » ج 2 ، ص 162 ، « الإمتاع مقريزى » ص 449 ، « عيون الأثر » ج 2 ، ص 217 ، « السيرة الحلبيّة » ج 3 ، ص 148 ، « شرح المواهب » زرقانى ج 3 ، ص 69 ، « سيرهء زينى دجلان » ج 2 ، ص 338 . ( 3 ) - در « مجمع الزوائد » هيثمى ج 9 ، ص 111 آورده است كه اين جمله را طبرانى با سند صحيح تخريج كرده است . ( 4 ) - در « مجمع الزوائد » ج 9 ، ص 120 عين اين عبارت را آورده است .