جانشين او در مدينه ، غير از على بوده است . همانطور كه عمرهء حُدَيبيّه را انجام دادند ؛ و علىّ با او بود ؛ و جانشين او غير از على بود . و پس از اين غزوهء خيبر را نمودند ؛ و علىّ با او بود ؛ و خليفهاو در مدينهغير علىبود . و غزوهفتحرا نمود و علىبا او بود ؛ و خليفهء او غير از علىّ بود . و غزوهء حُنَين و طائف را كردند و علىّ با او بود ؛ و جانشين او غير علىّ بود . و در حِجَّة الوَدَاع ، حجّ كردند ؛ و علىّ با او بود ، و جانشين او در مدينه غير از علىّ بود . و غزوهء بَدْر را انجام دادند ، و علىّ با او بود ؛ و خليفهء او در مدينه غير علىّ بود . و تمام اينها با سندهاى صحيحه ثابت است ؛ و به اتّفاق دانشمندانِ حديث مُسْلِّم است . و در غالبِ غَزَوات اگرچه قتال هم رخ نمىداد علىّ با او بود . تا آنكه گويد :
در غزوهء تبوك ، جانشين علىّ ، بر زنان و كودكان بود ؛ و بر مريضان و فقيرانى كه خداوند عذر آنها را پذيرفته است ؛ و بر آن سه نفرى كه از بيرون رفتن با رسول خدا تخلّف كردند ؛ و يا آن كسانى كه متّهم به نفاق بودند ؛ و در آن زمان مدينه در كمال أمن و أمنيّت بود ؛ و كسى بر أهل مدينه نگرانى نداشت ؛ و خليفهء رسول نيازى به جهاد نداشت .
علَّامهء أمِينِىّ در پاسخ او گفته است : سزاوارتر و پسنديدهتر آن بود كه اين مَرْدَك ( ابن تَيميّه ) نظر كردن و مطالعه نمودن در كتاب خودش را بر علماء حرام و ممنوع كند ؛ و ايشان را در ضيق و تنگى قرار دهد ؛ و خطابات خود را اختصاص دهد به كوته فكرانِ نادان و أحمق ؛ از كسانىكه شعور ندارند و نمىفهمند كداميك از دو جانبشان ( قَدِشان و يا عرضِ بدنشان ) بلندتر است . زيرا نظر و مطالعهء علماء در اين كتاب ، از صفات قبيحه ، و نيّات فاحشهء او پرده بر مىدارد ؛ و براى دانشمندان ذى بصيرت و أشراف علم و درايت ، فقر و گرسنگى او را در علم روشن مىسازد ؛ و دورى و بُعد او را از صِدق و أمانت مُبَيّن مىنمايد ؛ و پرده پوشى او را بر روى حقائق ، و تزوير و نسبتهاى باطل او را به كذب و دروغ ظاهر مىكند ؛ و تلبيس و خلاف واقع نشان دادن او را راجع به واقعيّات برمَلا مىسازد . و از پندارهاى قوى كه دربارهء او مىرود آناستكه در روزى كه به شَيخُ
امام شناسى (فارسى) — صفحة 368
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦٨