خود را در دو چشم او انداخت ؛ و رايت جنگ را سه بار به اهتزاز و حركت درآورد و سپس به او داد ؛ على رفت و خيبر را فتح كرد و صفيّه دختر حُيىّ بن أخْطَب رئيس يهود را به إسارت آورد .
( 2 ) ابن عبّاس گفت كه : و پس از آن فلان را ( أبوبكر را ) با سورهء توبه به سوى مشركين مكّه فرستاد ؛ و سپس علىّ را به دنبال او فرستاد ، تا آنكه اين سوره را از أبوبكر گرفت . پيغمبر گفت : نبايد اين سوره را كسى ببرد مگر آن مردى كه از من باشد و من از او باشم .
( 3 ) و به بنى أعمام خود گفت : كداميك از شما موالات و قرب با مرا ( بهطورىكه هيچ فاصله و حجابى بين من و او نباشد ؛ و در ضرّاء و سراء همانند خود من با من باشد و عهده دار و كفيل امور من گردد ) در دنيا و آخرت مىپذيرد ؟ ! همگى امتناع كردند ؛ و على در حالىكه با پيامبر نشسته بود ، گفت : من در دنيا و آخرت موالات با تو را مىپذيرم !
پيامبر گفت : تو وَلِىِّ من هستى در دنيا و آخرت ! و پس از اين گفتار او را رها كرده ؛ و بر مردى از ايشان رو كرد و گفت : كدام يك از شما مُوالات و قرب با مرا در دنيا و آخرت مىپذيرد ؟ ! همگى امتناع كردند . ابن عبّاس گفت : علىّ در اينحال گفت : من در دنيا و آخرت مُوالات با تو را مىپذيرم !
پيامبر گفت : تو وَلِىّ من هستى در دنيا و آخرت ! ابن عبّاس گفت : و بعد از خديجه ، أوَّلين كسىكه إسلام آورد علىّ بود .
( 4 ) و پيامبر « صلّى الله عليه و آله و سلّم » لباس خود را برداشت و بر روى عَلِىّ و فاطِمَه و حَسَن و حُسَين كشيد و گفت : ايناست و جز اين نيست كه خداوند اراده كرده است كه هر گونه رِجْس و پليدى را از شما أهل بيت بزدايد ؛ و به مقام طَهارت و قَداستِ مطلقه برساند .
( 5 ) و علىّ جان خود را فروخت ؛ و لباس پيغمبر « صلّى الله عليه و آله و سلّم » را پوشيد ؛ و پس از اين در فراش او خوابيد ؛ و مشركين به رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » تيراندازى مىنمودند . أبوبكر آمد و علىّ خوابيده بود ؛ و او چنين پنداشت كه اينك خوابيده
امام شناسى (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦٥