تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
ابن عبّاس گفت كه : رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » - در وقتى كه عُمَر به آن‌حضرت گفت : إجازه بده تا من گردن او را بزنم ( گردن حَاطِبُ بْن أبِى بُلْتَعَه ) - به عُمَر گفت : آيا تو زنندهء گردن او هستى ؟ ! تو چه خبر دارى كه شايد خداوند بر أهل بدر اطّلاع يافته و سپس آيه
اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ
« هر كارى را كه مىخواهيد بكنيد » را فرو فرستاده است . » عَلّامهء حِلِّى در كتاب مِنْهَاجُ الْكَرَامَةِ اين روايت را با حذف روات آن از عُمْرُوبْن مَيمُون تا قول رسول خدا : من كنت مولاه فهذا على مولاه روايت كرده است و گفته است : و عَنْ عَمْرِو بْنِ مَيمُون . « 1 »

تزوير و تلبيس ابن تيميّة در كتاب مِنهاج السُّنَّة

ابنُ تَيمِيّه در كتاب مِنْهَاجُ السُّنَّة اين روايت را با تتمّه‌اى كه به عنوان روايت مرفوعه « 2 » علّامه به دنبال آن آورده است از علّامه به تعبير قَالَ الرَّافِضِىّ آورده است « 3 » و سپس در صدد جواب برآمده است كه : اين روايت ، روايت مسند نيست ؛ بلكه روايت مُرْسَل ( بدون سَنَد ) است اگر از عَمرُو بن مَيمون بوده باشد ؛ و علاوه در اين روايت ، عباراتى است كه بر پيغمبر خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » دروغ بسته‌اند مثل گفتار آن‌حضرت كه لَا ينْبَغِى أنْ أذْهَبَ إلَّا وَ أنْتَ خَلِيفَتِى : « سزاوار نيست كه من براى غزوه بيرون روم ؛ مگر آنكه تو جانشين من باشى ! » زيرا پيغمبر « صلّى الله عليه ( وآله ) و سلّم » در موارد عديده‌اى از مدينه بيرون رفتند ، و
هامش
( 1 ) - « منهاج الكرامة فى إثبات الإمامة » طبع سنگى ص 34 و ص 35 . ( 2 ) - تتمّه اين است : و عن النّبى صلّى الله عليه و آله مرفوعاً إنّه بعث أبابكر بالبرائة إلى أهل مكّة فساربها ثلاثاً ثمّ قال لعلىٍّ عليه السّلام : الحقه فردّه و بلّغها أنت ففعل . و لمّا قدم أبوبكر على النبىّ « صلّى الله عليه و آله و سلّم » بكى و قال : يا رسول الله ! أحدث فىِّ شىٌ ؟ قال : لا و لكن رَبّى إلّا يبَلّغه إلّا أنا أو رجل مِنّى . « از رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » مرفوعاً روايت شده است كه ابوبكر را با سورهء برائت به سوى أهل مكّه فرستاد و ابوبكر سه روز راه را طىّ كرده بود كه رسول خدا به على فرمود : خود را به او برسان و او را برگردان و تو سورهء برائت را برگير و براى مشركين بخوان . على « عليه السّلام » همين دستور پيامبر را إجرا كرد . و چون ابو بكر به مدينه بر رسول خدا وارد شد گريه كرد و گفت : اى رسول خدا ! آيا دربارهء من چيز تازه‌اى وارد شده است ! پيامبر فرمود : نه و ليكن پروردگار من به أمر كرده است كه : اين تبليغ سورهء برائت را كسى نكند مگر آنكه يا خود من باشم و يا مردى كه از من باشد . » ( 3 ) - « منهاج السنّة » ج 3 ، ص 8 ، فصل نهم .