( 7 ) قَالَ : وَ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ : أنْتَ وَلِيىِّ فِى كُلِّ مُؤمِنٍ بَعْدِى !
( 8 ) وَ قَالَ : سُدُّوا أبْوَابَ الْمَسْجِدِ غَيرَ بَابِ عَلِىٍّ فَقَالَ : فَيدْخُلُ الْمَسْجِدَ جُنُباً وَ هُوَ طَرِيقُهُ لَيسَ لَهُ طَرِيقٌ غَيرُهُ .
( 9 ) قَالَ : وَ قَالَ : مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَإنَّ مَوْلَاهُ عَلِىٌّ .
( 10 ) قَالَ : وَ أخْبَرَنَا اللهُ عَزّ وَ جَلَّ فِى الْقُرْآنِ إنَّهُ قَدْ رَضِىَ عَنْهُمْ عَن أصْحَابِ الشَّجَرَةِ
فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ
هَل حَدّثَنَا أنَّهُ سَخِطَ عَلَيهِمْ بَعْدُ ؟ قَالَ وَ قَالَ نَبِىُّ اللهِ صَلَّى الله عَلَيهِ ( وَ آلِهِ ) وَ سَلَّمْ : لِعُمَرَ حِينَ قَالَ : ائْذَنْ لِى فَلِاضْرِبَ عُنُقَه ! قَالَ : أ وَ كُنْتَ فَاعِلًا ؟ ! وَ مَا يدْرِيكَ ! لَعَلَّ اللهَ قَدِ اطَّلَع عَلَى بَدْرٍ فَقَالَ :
اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ
؟ « 1 »
« ابن عباس آمد در حالىكه لباس خود را تكان مىداد ، مانند كسىكه مىخواهد گرد و غبار را از لباس خود بريزد و مىگفت : افّ و تُفّ باد بر اين جماعت ! سبّ مىكنند ، و عيب مىگيرند ، و غيبت مىكنند ، از مردى كه براى او ده فضيلت اختصاصى است .
عيب مىگيرند و سبّ مىكنند و غيبت مىنمايند از مردى كه :
( 1 ) رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » دربارهء او گفت : سوگند به خدا كه هر آينه من بر مىانگيزم مردى را كه هيچگاه خدا او را ذليل و خوار نمىنمايد ؛ او خدا و رسول خدا را دوست دارد . در اينحال گردنها را كشيده و چشمها را دوختند آن كسانىكه گردنها را كشيده و چشمها را دوختند ، تا ببينند پيامبر چه كسى را بر مىانگيزد .
پيغمبر « صلّى الله عليه و آله و سلّم » گفت : عَلِىّ كجاست ؟ ! گفتند : او در منزلگاه و محلّ توقّف خود مشغول آسيا كردن است .
پيغمبر فرمود : آيا يكنفر از شما نيست كه آسيا كند ؟ ! على آمد در حالىكه چشم درد داشت ؛ و هيچ نمىتوانست ببيند به واسطهء ورم چشم . پيامبر آب دهان
هامش
( 1 ) - « مسند أحمد حنبل » ج 1 ، ص 330 و ص 331 ، و همچنين در « غاية المرام » ص 112 حديث چهل و يكم از عامّه ، از مسند احمد بن حنبل تا فقرهء نهم را كه من كنْتُ مَوْلَاهُ مى باشد ، روايات كرده است .