استناد به مصادر عامّه ، و تفهيم آنان به مُسَلَّماتِ موجودهء در كتبشان راه چارهاى نيست .
كتابهاى مرحوم علّامه سيّد شرف الدّين عاملى همچون الْمُرَاجِعَات و الْفُصُول الْمُهِمَّة و أبُوهُرَيرَه همين تعهّد را عهده دار است ؛ و با استناد به مصادر متقن عامّه ، راه حقيقت را نشان مىدهد ، و مخالف را إلزام به قبول مىكند .
أمّا كسانى كه كتابشان جنبهء ردّ ندارد ؛ و صرفاً براى الزام مخالفان تصنيف نشده است ، بلكه براى ارشاد و هدايت عموم مسلمين أعمّ از شيعه و سُنّى ؛ و حتّى أعمّ از مسلمان و غير مسلمان ، تصنيف شده است ؛ حتماً بايد بر أساس مقدّمات برهانيّه و روى مقدّمات مُسَلَّمه ، از كتب و مصادر ، و علماى مورد قبول و دور از تعصّبات جاهلى ، كتب خود را تصنيف كنند .
بارى برگرديم بر أصل مطلب ؛ و آنكه جانشينى أمير المؤمنين « عليه السّلام » ، براى شهر مدينه در غزوهء تبوك جاى شبهه نيست و حتّى ابنُ تَيمِيهء حَرَّانىّ كه در إشكال و افتراء و بهتان نسبت به أخبار و روايات صحيحهء از رسول الله دربارهء أميرالمؤمنين « عليه السّلام » سرآمدِ مخالفين و پيشدار مركب عناد و لجاجت است ؛ نتوانسته بر علّامهء حلّى - رضوان الله عليه - در استشهاد به اين حديث از اينجهت ايرادى بگيرد ؛ و ايراد خود را متوجّه ناحيهاى ديگر نموده است . توضيح آنكه :
روايت أحمد بن حنبل در ده خصلت مختصّ أمير المؤمنين « عليه السّلام »
أحْمد بن حَنْبَل در مسند خود ، از يحْيى بْن حَمّاد ، از أبُو عَوَانَه ، از أبُو بَلْج از عَمْرُو بْن مَيمُون روايت كرده است كه او گفت : من در نزد ابن عَبَّاس نشسته بودم كه نه نفر به نزد او آمدند و گفتند : اى ابن عبّاس ! يا با ما برخيز و به جاى ديگر رفته سخن بگوئيم ! و يا اين مجلس را از اين افرادى كه هستند براى ما خالى كن ! ابن عبّاس گفت : بلكه من با شما بر مىخيزم - و ابن مَيمون مىگويد : او در آنوقت صحيح المزاج بود ؛ و قبل از اين بود كه كور شود - .
آنها با ابن عبّاس رفتند و سخن گفتند ؛ و ما ندانستيم با هم چه گفتهاند كه ابن عبّاس آمد .
فَجَاءَ ينْفُضُ ثَوْبَهُ وَ يقُولُ : اٌفٍّ وقف وَقَعُوا فِى رَجُلٍ لَهُ عَشْرٌ ؛ وَقَعُوا فِى رَجُلٍ ( 1 ) قَال