تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
و همچنين علّامه سيّد محمّد قُلى صاحب كتاب تَشْييدُالْمَطَاعِن « 1 » آن را در ردَّ تُحْفَة اثْنَا عَشَرِيه نوشته است و حتماً بايد از مجرّد روايات و مصادر در عامّه استفاده كند ؛ و گرنه اين كتاب در ردّ آن كتاب نقشى را ايفا نمىنمايد . و نيز علّامه مير حامد حسين هندى نيشابورى كتاب شريف عَبَقَاتُ الانْوَار « 2 » را در ردّ كتاب تُحْفهء عَزِيزِيهء نوشته است كه همان تحفهء اثنا عشريهء است و بدون
هامش
( 1 ) - در « الذَّريعة » ج 4 ، ص 192 و ص 193 ، گويد كه كتاب « تشييد المطاعن لكشف الضغائن » با تمام أجزايش كه بعداً ذكر مىشود ؛ جلد هشتم از مجلّدات كتاب « الأجناد الإثنا عشريّة المحمّديّة » مىباشد كه در ردّ « تحفهء اثنا عشريّة » دهلويّه كه آن در دوازده باب در ردّ إماميّه نوشته شده ؛ تصنيف شده است . و اين « تشييد المطاعن » در ردّ خصوص باب دهم از آن است كه در دفع مطاعن به شيعه مىباشد . و ردّ باب أوّل از تحفه كه در حدوث فرقه‌هاى شيعه است ، نامش « السَّيفُ الناصرى » است . و ردّ باب دوّم از آن كه در نسبت مكائد به شيعه است ؛ نامش « تقليب المكائد » است . و ردّ باب هفتم از آن كه در إمامت است ، نامش « برهان السَّعادة » است . و ردّ باب يازدهم از آن كه در أوهام و تعصّبات و لغزش هاست ، نامش « مَصَارع الافهام » است . تمام اين كتابها از مجلّدات كتاب « الأجناد » است و به زبان فارسى است كه در هند طبع شده است و همگى از تأليفات علّامه سيد محمّد قلى بن سيد محمد حسين بن حامد حسين بن زين العابدين موسوى نيشابورى متولّد در سال 1188 و متوفّى در سال 1260 در نهم محرّم مىباشد . ( 2 ) - در « الذّريعة » ج 15 ، ص 214 و ص 215 دربارهء « عبقات » مطالبى آورده است كه ما مُختصر از آن را در اينجا مىآوريم : « عبقات الأنوار فى مناقب الائمة الأطهار » در مجلّدهائى ضخيم و بزرگ در اثبات إمامت أئمه گرد آمده است . مؤلّف آن سيد مير حامد حسين بن محمد قلى خان صاحب بن محمّد بن حامد نيشابورى كنتورى متوّفى در سال 1306 مىباشد ؛ اين كتاب ردّ بر باب هفتم از « تحفة اثنا عشريه » كه در بحث إمامت است نوشته شده است و آن را بر دو منهج تقسيم كرده است : منهج اوّل در دلالت آيات قرآن بر إمامت كه هنوز طبع نشده است . و منهج دوّم در دلالت أحاديث دوازده گانه بر إمامت و پاسخ از اعتراضات صاحب تحفه بر آن احاديث ، در دوازده جزو ؛ و براى هر حديثى جزوى از كتاب را اختصاص داده است . جزء اوّل از منهج ثانى در حديث غدير است . و جزء دوّم در حديث منزله ، و جزء سوّم در حديث انّ علياً منّى و أنا من على و هو ولىّ كلّ مؤمن من بعدى . و جزء چهارم در حديث طير ، و جزء پنجم در حديث آنا مدينة العلم و على بابها . و جزء ششم در حديث تشبيه من أراد أن ينظر الى آدم و نوح فلينظر إلى على . و جزء هفتم در حديث من ناصَبَ عليّاً الخلافة فهو كافر . و جزء هشتم در حديث نور كنت أنا و على بن أبىطالب نوراً . و جزء نهم در حديث رايت در روز خيبر . و جزء دهم در حديث على مع الحقّ حيث دار . و جزء يازدهم در حديث قتال على با تأويل و با تنزيل . و جزء دوازدهم در حديث ثقلين است ، كه تمام اين مجلّدات مجموعاً منهج دوّم را تشكيل مىدهند .