تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
صحيح ، همان گفتار راوى أوَّل را گرفته ؛ و در كتاب خود نوشته ؛ و همين طور ديگران از او اتّخاذ نموده ؛ و دست به دست به نسل آينده انتقال داده‌اند ؛ تا جائى كه يكى از نويسندگان معاصر ما كه سيرهء رسول الله را به زبان پارسى نوشته است : در كتاب خود مىگويد : او ( پيامبر ) با اينكه مُحَمَّد بن مَسْلَمه را جانشين خود در مدينه قرار داده بود ؛ ولى به علىّ « عليه السّلام » فرمود : « تو سرپرست أهل بيت و خويشاوندان من و گروه مهاجر هستى ، و براى اين كار جز من و تو ، كسى ديگر شايستگى ندارد . » و اين جاى بسى تأسَّف است كه چرا شيعه مذهب كه خود نيز داراى مقام صلاح و خلوص است ؛ و بر أصل خدمت به فرهنگ إسلام و مسلمين چنين كتابى را نوشته است ؛ از اين نكته غفلت ورزيده ؛ و ناخود آگاه تاريخ مُسَلّم را طبق همان خواسته‌هاى روايت سازان بعد از محكوميّت و خانه نشين كردن علىّ « عليه السّلام » ، تحريف نموده است ؟ ! علّت اين اشتباه ، قصر نظر فقط در بعضى از مصادر تاريخ عامّه است كه ما آنها را ذكر كرديم ؛ و عدم تتبّع تامّ در گفتهء مصادر عامّه و عدم تتبّع در مصادر تاريخ و سيرهء شيعه مىباشد . نكتهء مهمّ و حائز أهميّت آن است كه نويسندگان ما هيچ گاه نبايد مصادر أصلى تحقيقات خود را بر أصل كتب عامّه قرار دهند ؛ و بر گفتار ايشان اتّكاء كنند ؛ و بدون نظرو توجّه به سيره و تاريخ شيعه ، از كتب و علماى ايشان ياد كنند . اين ضرورى بزرگ و زيانى سترگ مىباشد كه حقيقت مكتب تشيّع را واژگون مىكند . آن تشيّعى كه با هزاران مَرارت‌ها و خون‌ها توانسته است چهرهء حقيقى خود را به عالم بنماياند ؛ و از ميان افترائات و تهمت‌ها و بهتان‌ها و قتل‌ها و شكنجه ها ، حقّ را نشان داده ؛ و باطل را دور زند ؛ آنگاه اينك مُفْت و مجّانى به كتب عامّه كه براى برقرارى مكتب خلفاى جور و سلاطين جائر نگاشده‌اند ؛ و براى درهم شكستن حقيقت تشيّع از هيچ حربه‌اى خوددارى نكرده ؛ و به هر وسيلهء ممكن متوسّل شده‌اند ؛ روى آورده ؛ و آنها را مصدر و پناهگاه مطالب تحقيقى و علمى