خود قرار دهند ؟
فلهذا ما به حمد الله و منّه در اين كتاب از مصادر متين شيعه استفاده مىكنيم ؛ و از مصادر عامّه نيز براى تأييد و اعتراف خصم از باب وَ الْفَضْل مَا شَهِدَتْ بِهِ الاعَداء « 1 » گفتگو داريم و نيز از فنّ جَدَل استفاده نموده و خصم را با حربهء خودش از پاى در مىآوريم و صولتش را درهم مىكوبيم . اين همان باب جَدَل است كه مُسَلَّميّاتِ خصم را از خود او اتّخاذ مىكنند ؛ و پس از آن با همان مقدّمات مُسَلّمهء او ، خودش را محكوم مىكنند كه :
وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
. « 2 » و اين طريق بحثِ ما ، أوّلًا انسان را به اصول و معارف حقِّهء حقيقيّه از روى مبانى مُسَلّمه و مُحَقّقه مىرساند ؛ و عقائد و معارف را از باب بُرْهان كه مُسَلّميّات و يقينيّات را در صغرى و كبراى قياس خود مىنهد ؛ و اصل مىكند و ثانياً به آراءِ خصم و مواقع نَقْد و تَزْيف او آشنا مىسازد ؛ و او را نيز به تسليم مىكند .
علَّامهء بزرگوار مرحوم - أمينى رحمة الله عليه - ، كتاب شريف الْغَدير را فقطّ براى إبطال آراءِ مخالفين از عامّه نوشته است ؛ تا آنها را مجبور به اعتراف و إقرار به حقّانيّت و إمامت و ولايت و وصايت بلافصل مولى المولى أمير المؤمنين « عليه السّلام » بنمايد ؛ و مكتب مخالفين را درهم شكند ؛ نه براى مردم شيعىّ مذهب كه بايد اصول معارف خود را از مصدرى و سندى اتّخاذ كنند . فلهذا در اين كتاب فقطّ از جَدَل استفاده شده ؛ و فقطّ از مصادر و كتب عامّه استفاده شده است .
هامش
( 1 ) - مثالى است كه براى تعريف و تحسين از كسى كه دوست و دشمن به فضل او معترفند ؛ آورده مىشود ؛ و أصل بيت اين است :و مَليحَةٍ شهِدَت بها ضَرَاتُها * و الفضلُ ما شَهِدت به الأعداءُيعنى « چه كم و أندك هست آن زيباى با ملاحت كه حتّى هووهاى او به ملاحت و زيبائى او گواهى مىدهند . آرى فضيلت از آن كسى است كه دشمنان او به آن فضل و برترى گواهى دهند . »
( 2 ) - آيه 125 ، از سورهء 16 : نحل : ادْعُ إلى سبيل ربّك بالحكمةِ و الموعظةِ الحسنة و جادِلهم بالتى هى أحسن إنَّ ربَّك هو أعلم به من ضلَّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين : « بخوان و دعوت كن مردم را به راه پروردگارت با حكمت و پند و اندرز نيكو ، و مجادله كن با آنها با طريقهاى كه آن طريقه بهترين طريق باشد ! حقّاً پروردگار تو داناتر است به كسى كه از راه او دور افتاده و گم شده است ؛ و به كسى كه هدايت يافته است . »