تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
چون منافقين دانستند كه رسول خدا ، علىّ را خليفهء خود در مدينه مقرّر و معيّن نموده است ؛ بر او حَسَد بردند و إقامت أميرالمؤمنين بعد از خروج رسول الله براى ايشان گران آمد ؛ و دانستند كه علىّ را سپر براى برگرداندن مفاسد قرار داده ؛ و در سايهء او مصونيّت و حفاظت مدينه را تضمين نموده است ؛ و در اين صورت ديگر براى دشمنان رسول خدا مَطْمَعى براى تصرّف و آشوب در مدينه نيست . منافقين به جهت إراده و تصميم فساد و به هم ريختن مدينه در وقت دور بودن رسول خدا ، مىخواستند تا علىّ با پيامبر بيرون رود ؛ و مدينه از رَجُل با ابَّهَت و قدرتى كه حافظ آن باشد ، خالى بماند ؛ و نيز بر رفاهيّت و سكون خاطر و آرامش آن حضرت و مشكلاتى كه براى مسافران در اين سفره و خطرات آن پيش مىآمد ؛ غبطه مىبردند ؛ و به أراجيف و شايعه پراكنى كه رسول خدا به جهت مقام و منزلت على و مودّت و صميميّت با او نبوده است كه او را با خود نبرده است ؛ بلكه به جهت اين بوده است كه علىّ براى رسول خدا سنگين بوده ؛ و براى رفع زحمت از سر خود واداشته است ؛ پرداختند . اين تهمت و بهتانى بود كه به او زدند ؛ مانند بهتانى كه قريش يك بار دربارهء رسول خدا به ديوانگى ، و بار ديگر به گفتار پوچ و بى مايهء شاعرانه ، و بار ديگر به سِحْر و جادُو ، و بار ديگر به كهانت و ارتباط با نفوس خبيثهء ماوراءِ مادّه زده‌اند ؛ با آنكه خودشان دربارهء رسول الله ضدّ و نقيض اين اتّهام را معتقد بودند همچنان كه منافقين نيز دربارهء أمير المؤمنين ضدّ أراجيف و شايعات پوچ و بى اساس را خودشان معتقد بودند ؛ و مىدانستند كه : مقام و خصوصيت أميرالمؤمنين را نسبت به رسول الله كسى نداشت ؛ و آن حضرت محبوب‌ترين مردم در نزد رسول خدا بود ؛ و سعيدترين و كامياب‌ترين مردم بود ؛ و پر حظّ و بهره‌ترين و با فضيلت‌ترين مردم نزد رسول خدا بود . چون اين شايعات و أراجيف به گوش أميرالمؤمنين « عليه السّلام » رسيد ؛ خواست تا تكذيب آنها را هويدا سازد ؛ و فضيحت و رسوائى شان را برمَلا كند ؛ پس خود را به رسول خدا رسانيد و عرض كرد : يا رَسُولَ اللهِ ! منافقين چنين مىپندارند كه تو از