تاريخ .
زيرا أوّلًا همانطور كه در « سيرهء حلبيّه » آورده است ؛ غير از اين دو نفر بعضى گفتهاند : كه : رسول خدا ابْنُ أمّ مَكْتُوم را ، و بعضى گفتهاند : عَلِى بْنُ أَبِىطَالِب را به جانشينى خود براى أهل مدينه به جاى گذاشت « 1 » و خودِ ترديد و شكّ در بين اين أفراد ، دليل برآنكه جانشينى آن دو نفر نيز مجرّد احتمال است ؛ و دليل استوار ندارد ؛ بلكه ترديد و شكّ در بين آن دو نفر قاطعيّت و علم را مىشكند ؛ و از حتميّتْ به شكّ و احتمال تنازل مىدهد .
و ثانياً مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ البّرِ در « استيعاب » گفته است كه : جانشينى علىّ بن أبىطالب برمدينه و بر عيالات رسول الله در غزوهء تبوك مِنْ أثْبَتِ الآثَارِ وَ أصَحِّهَا : از ثابتترين و صحيحترين أخبارى است كه آمده است .
ابن عبدالبرّ در اين كتاب در ضمن ترجمهء أحوال أمير المؤمنين « عليه السّلام » گويد كه : رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » پرچم جنگ را در روز واقعهء بَدْر به عَلِىّ سپرد ؛ واو جوانى بيست ساله بود . اين مطلب را سَرَّاج در تاريخ خود ذكر كرده است ؛ و از روزى كه رسول خدا به مدينه وارد شد در هيچ يك از مشاهد و جنگهائى را كه رسول خدا حضور داشت ، علىّ از رسول خدا جدا نبود ؛ مگر در غزوهء تبوك ؛ زيرا كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » او را بر مَدينَه و بر عيالات خود در اين غزوه كه خود نبود ؛ جانشين نمود . و اين خلافت علىّ بر مدينه از ثابتترين و صحيحترين أخبارى است كه آمده است و به او گفت : أنْتَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِن مُوسَى إلَّا أنَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى . و اين گفتار رسول خدا را ( حديث منزله ) كه از استوارترين و راستينترين أخبار است سَعد بن أبىوَقّاص از رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » روايت كرده است . و طرق اين روايت سعد ، جدّاً بسيار است ؛ ابْن أبىخَيثَمه و غير او از او روايت كردهاند ؛ و نيز ابن عبّاس ، و أبوسعيد خُدْرىّ ، و امّ سَلَمَه ، و أسمآء بنت عُمَيس ، و جابربن عبدالله ، و جماعت ديگرى كه بردن نام آنها به طور مىانجامد روايت كردهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 149 .
( 2 ) - « استيعاب » ج 3 ، ص 1097 .