تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نتيجه ايشان تو را دوست مشفق خود قرار دهند ! و اگر ما تو را ثابت و استوار نمىداشتيم ، نزديك بود كه به ايشان اندك تمايل و گرايشى پيدا كنى ! و در آن صورت عذاب تو را در دنيا و در آخرت دو چندان و مضاعف مىچشانديم ؛ و پس از آن براى يارى خودت بر عليه ما هيچ يار و ياورى نمىيافتى ! » اين آيه راجع به نزديكى و تمايل پيامبر به مشركان است ، در اصول معارف و توحيد ؛ يعنى در آنچه خدا نازل كرده است ، نه در عدم تمكّن در إجراءِ أحكام به واسطهء عدم قدرت و توانائى در خارج . همچنان كه در باب غديرخم ديديم كه خداوند به واسطهء جبرائيل مدّتى آن حضرت را امر به تبليغ إمامت و وصايت و خلافت أميرالمؤمنين « عليه السّلام » مىنمود ؛ ولى پيامبر مىترسيد كه شورش و غوغا و فتنه بر پا شود ؛ فلهذا منتهز فرصت بود تا چون آيه
وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
: « 1 » « اگر تبليغ نكنى أصلًا أصل رسالت خدا را تبليغ نكرده‌اى ! » نازل شد ؛ پيامبر أكرم كاروان را در غدير خمّ متوقّف ساخت ؛ و آن خطبهء غَرّاء را قرائت فرمود . صَلَّى اللهُ عَلَيكَ يا رَسُولَ اللهِ ! بارى ما سخن را در خصوصيّات غزوهء تبوك به تفصيل گفتيم تا وضعيّت و موقعيّت رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » و أمير المؤمنين « عليه السّلام » در آن زمان با مواجههء با منافقين كه داراى حزب و دارو دسته شود كه به چه سبب در اين غزوه ، رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » ، أمير المؤمنين علىّ بن أبىطالب « عليه السّلام » را به خلافت و جانشينى خود در مدينه به جاى گذارند ؛ و با آنكه در تمام غزوات ، أميرالمؤمنين « عليه السّلام » با رسول خدا بوده ؛ و يگانه پيشتاز و علمدار ، و حامى ، و ناصر و معين ، و دلسوز ، و يار مشفق و فدائى رسول الله در جنگ‌ها بوده است ؛ و يگانه مرد صفّ شكنِ رزم‌آوران و دليران روزگار به شمار مىرفته است ؛ به چه علّت او را در اين سفر با خود نبرد ؛ و در مدينه باقى گذارد ؛ تا اوضاع مدينه با نقشه كشىهاى منافقين درهم نريزد ؛ و صولت و ابَّهَتِ آن‌جناب ، دست توطئه گران را كوتاه كند ؛ و نقشه‌هاى ايشان را
هامش
( 1 ) - آيه 67 ، از سورهء 5 : مآئده .