تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
شهر و ديار محسوب مىشوند . اگر بنا بود كه وسعت شعاع إدراكى و تحمّل و صبرى كه كوه را مىشكند ، در رسول خدا نبود ، اين أفراد نمىگذاردند يك نفر به إسلام نزديك شود . رسول خدا با چنين شخصيّت‌هاى مستكبرى مواجه بود ؛ خدايا چه كند ؟ آيا مىتوانست حكم إعدام آنها را صادر كند ؟ أبداً أبداً . آنها مدينه را بر عليه پيامبر منقلب مىنمودند ، همچنان كه در پس پرده پنهانى كار كرده و با يهود و مشركين مىساختند و آنها را بر عليه رسول خدا و مؤمنين ترغيب و تحريض به جنگ مىكردند .

رسول خدا نتوانستند حدّ قذف بر عبد الله بن أُبى جارى كنند

رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » نتوانستند حدّ قذف بر او جارى كنند ؛ او به عائشه نسبتِ زنا داد ، و داستان اين قضيّه در قرآن كريم وارد شده است ؛ و با آنكه حكم حدّ كسى كه مؤمنى و يا مؤمنه‌اى را نسبت به زنا دهد ، در قرآن كريم نازل شده بود و بدين دستور هم عمل مىشد ؛ ولى معذلك از عبد الله بن ابَىّ كه چنين نسبتى به زن رسول خدا داده بود ؛ و بر همگان معلوم شد كه دروغ و افتراء بوده است ؛ رسول خدا نتوانستند حدّ بر او جارى كنند ؛ يعنى قدرت مركزى رسول خدا از جنبهء أصحاب واقعى آنقدر نبود كه بتوانند او را حاضر كنند ، و حدّ بزنند ؛ زيرا حدّ زدن بر او مانند حدّ زدن بر همهء منافقين بلكه بر بيشتر از طرفداران و دست اندركاران او بود ؛ و يك حدّ جارى كردن در حكم هزار حدّ جارى كردن بود . زيرا عبد الله از نظر موقعيّت و شخصيّت اجتماعى و ملّى در ميان أعراب از هزار تن هم بيشتر بود . آن وقت در صورت فرض إجراى حدّ بر او ، تمام اين أفراد كه هواخواه او بودند ؛ آرام نمىنشستند بلكه هر يك از آنان مثل خود او سنگر مىگرفتند ؛ و به دفاع و مبارزه و مخاصمه و بالأخره سوگندهاى مؤكّده در نسبتِ زنا به عائشه بر مىآمدند ؛ و نه تنها حدّ جارى نمىشد ؛ بلكه اين ننگ براى عائشه در تاريخ جاودان مىماند ؛ با آنكه عائشه در اين نسبت بدون تقصير بود . مُلَّا صَالِح مازَنْدرانى در شرح « اصول كافى » ، در اينكه به چه سبب أمير المؤمنين « عليه السّلام » بعد از رسول خدا براى گرفتن حقّ خود ، و منصب خلافت و