استغفار براى او مىكنم !
عمر گفت : او منافق است . رسول خدا نماز را بر او خواندند و آيه
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ
نازل شد و رسول خدا نماز بر منافقين را ترك كردند ؛ و پس از آنكه چندين روايت ديگر قريب به همين مضمون ذكر كردهاند ؛ چنين گفتهاند كه : روايات دربارهء استغفار رسول خدا براى عَبْدُاللهِ بْنِابَىو نماز آن حضرت بر او ، در بعضى از مراسيل از روايات شيعه أيضاً وارده شده و عيّاشى و قمّى در دو تفسير خود ذكر كردهاند .
و اين روايات علاوه بر آنكه در خود آنها تناقض و تدافع وجود دارد ؛ و مشتمل برتعارض است ؛ آيات كريمهء قرآنيّه آنها را ردّ و باطل مىكند بدون هيچ شكّ و شبههاى . أمّا أوّلًا همانطور كه ذكر كرديم گفتار خداى تعالى :
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
روشن مىكند كه مراد از اين آيه لغويّت استغفار است براى منافقين ، نه تخيير ؛ و عدد سبعين براى بيان مبالغه است در كثرت ، نه براى خصوصيّت سبعين تا اميد مغفرت در زيادهء بر اين مقدار بوده باشد . و پيامبر بالاترند از اينكه اين دلالت لفظيّه را نفهمند و حمل بر تخيير كنند ؛ آنگاه شخص ديگرى به آن حضرت تذكّر دهد ؛ و باز پيامبر بر جهل خود إصرار ورزند ، تا آنكه خداوند او را به آيه ديگرى كه از نماز بر منافقين نهى كند ؛ و آن آيه را بر او نازل سازد ؛ متوجّه نمايد .
و علاوه بر اين تمام آياتى كه متعرّض استغفار و نماز بر منافقين است مثل
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ
؛ و مثل
لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ
علّت عدم استغفار و نماز را منوط به كفر و فسق آنان مىنمايد . و حتّى گفتار خداوند متعال :
ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ .
« 1 »
« و چنين حقّى براى پيغمبر و آنان كه ايمان آوردهاند نيست كه : براى مشركين طلب غفران كنند گرچه از أقرباء و أرحام آنها باشند ، بعد از آنكه بر آنها روشن
هامش
( 1 ) - آيه 113 از همين سورهء توبه .