إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ
، « 1 » كه استاد فقيد چنين آوردهاند :
خداوند نهى كرده است پيغمبر را از نماز بر مردهاى كه از منافقين باشد ؛ و همچنين از وقوف بر قبر او . و علّت اين نهى را هم ذكر كرده است كه : چون آنان كافر به خدا و رسول او شدهاند ؛ و با وجود دوام بر فسقشان مردهاند .
و علّت لغويّت استغفار را براى آنها در گفتار سابق خود در همين سوره آيه 80 آورده است كه : « چه طلب غفران بكنى و يا نكنى ؛ و اگر هفتاد بار طلب غفران بكنى ؛ خدا آنها را نمىآمرزد » ؛ و همچنين در آيه 6 از سورهء منافقون آورده است كه : « فرقى ندارد براى آنها طلب غفران بكنى و يا نكنى ؛ خدا آنها را نمىآمرزد و حقّاً خدا قوم فاسق را هدايت نمىكند . »
و از مجموع آنچه ذكر شده به دست آمد كه : كسى كه فاقد ايمان به خدا شود به واسطهء سيطره و استيلاء كفر بر دلش ، و إحاطهء آن بر روانش ، هيچ راهى براى نجات كه از آن بدان هدايت شود نيست ؛ و اين آيات سه گانه همگى از لغويّت استغفار براى منافقين ، و نماز بر مردگانشان ، و قيام بر قبورشان براى دعا ، پرده بر مىدارد ؛ و در اين آيه اشارهاى هم وجود دارد بر اينكه پيغمبر اكرم عادتشان اين بود كه بر مردگان مسلمين نماز مىخواندند ، و بر روى قبورشان براى دعا قيام مىنمودند . « 2 »
و در بحث روائى پس از آنكه رواياتى را از « الدُّرُّ الْمَنْثور » با تخريج بخارى و مسلم و ابن أبىحاتم و ابن أبىمُنْذر و ابوالشيخ و ابن مَرْدَوَيه و بَيهقى در « دلائل النبوَّة » ؛ و نيز با تخريج بخارى و أحمد و ترمذى و نسائى و ابن أبىحاتم و نَحّاس و ابنحَبّان و ابنمَرْدَوَيه و أبونُعَيم در « حلية الاولياء » ذكر كردهاند كه : چون ابن ابَىّمرد و رسول خدا خواستند بر او نماز بخوانند ؛ عمر بن خطّاب لباس رسول خدا را گرفت و گفت : خدا تو را از نماز بر منافقين نهى نموده است ! رسول خدا گفتند : خدا مرا مخيّر كرده است . . . و من از هفتاد بار هم بيشتر
هامش
( 1 ) - آيه 84 ، از سورهء 9 : توبه .
( 2 ) - « الميزان » ج 3 ، ص 378 .