و با وجود اين ، چون خداوند از فضل خود به آنها مرحمت فرمود ؛ بر آن مال بخل ورزيده ؛ و از دادن زكات و صدقه امتناع نموده ؛ و به دين خدا پشت كردند ؛ و بالنّتيجه ، آن بخلْ در دلهاى ايشان ، نفاقى را به جاى گذاشت كه تا روزىكه خدا را ملاقات كنند ؛ و مرگ آنها برسد ، آن نفاق باقى خواهد بود ؛ و اين پيوستگى نفاق تا روز مرگ به علّت آناستكه با ميعادى كه با خدا نهادند ؛ مخالفت كرده ؛ و به واسطهء نفس كاذب و دروغگوئى بود كه دروغ مىگفتند . آيا ايشان ندانستهاند كه خداوند از پنهانىهاى آنها ، و از راز گفتنهاى آنها ، خبر دارد ؛ و اينكه خداوند علّام الغيوب است ؟ !
كسانىكه عيبجوئى مىكنند ، و خرده مىگيرند بر آن مردان مؤمنى كه از روى طوع و رغبت ، صدقات خود را به نحو فراوان مىدهند ؛ و مسخره مىكنند آن مردان مؤمنى را كه غير از نهايت مقدار سعى و كوشش خود نمىتوانند چيزى بهدست آورده ، و صدقه بدهند ؛ و بر آن كمى و قلّت صدقه خرده مىگيرند و مسخره مىنمايند ؛ خداوند ايشان را سُخْريّه مىكند ؛ و از براى ايشاناست عذابى دردناك . » شيخ طبرسى گويد : بعضى گفته اندكه اين آيه دربارهء ثَعْلَبَةُ بْنُ حَاطِب وارد شده است .
ثعلبة از أنصار بود و به پيامبر « صلّى الله عليه و آله و سلّم » عرض كرد : دعا كن خداوند به من مال عنايت كند !
رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » فرمود : يا ثَعْلَبَةُ قَلِيلٌ تُؤدِّى شُكْرَه خَيرٌ مِنْ كَثِيرٍ لَا تُطِيقُهُ ؛ أ مَالَكَ فِى رَسُولِ اللهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ ؟ ! وَالَّذِى نَفْسِى بِيدِه لوْ أرَدْتُ أنْ تَسِيرَ الْجِبَالُ مَعى ذَهَباً وَ فِضَّة لَسَارَتْ !
« اى ثعلبه ! مال أندكى داشته باشى و شكر آن را به جاى آرى ؛ بهتر است از مال بسيارى كه طاقت آنرا نداشته باشى ! آيا براى تو در وجود رسول خدا مادّه و الگوى تأسّىِ نيكو نيست ؟ ! سوگند به آن كه جان من در دست اوست اگر بخواهم كوهها
هامش
- چون سخن بگويد دروغ گويد ؛ و چون وعده نمايد عمل نكند ؛ و چون او را مورد أمانت قرار دهند خيانت ورزد . »