آنرا مهيّا و آماده سازند براى كسى ( أبوعامر ) كه از زمان ديرين با خدا و رسول او سر جنگ و خصومت داشته است ؛ و با وجود اين سوگندهاى مؤكّد ياد مىكنند كه : ما جز نيكى ( نشر إسلام ، و مساعدت به ضُعفاء و پيرمردان در شب باران و غيرها ) منظور ديگرى نداشتهايم ؛ و خداوند شهادت مىدهد كه البتّه البتّه ايشان از دروغگويانند ؛ اى پيغمبر هيچگاه در آن مسجد نماز مگزار ! سوگند كه مسجدى ( قُبا ) كه تأسيس آن از ابتداى أمر بر اساس تقوى و خشنودى خدا بوده است ؛ سزاوار است كه در آن نماز بگزارى ! زيرا كه در آن مسجد ، مردانى هستند كه دوست دارند پاك و پاكيزه و مطهّر گردند ، و البتّه خداوند پاكان و پاكيزه شدگان را دوست دارد .
آيا آن كسى « 1 » كه بنيان خود را بر أصل تقوى و خشنودى خدا نهاده است ؛ مورد پسند و انتخاب است ؛ يا آن كس كه بنيان خود را در كنار پرتگاه نهاده است كه پيوست در شرف انهدام بوده ؛ و بالأخره با تأنّى مِنْ حَيثُ لَا يشْعر او را كم كم وارد در جهنّم سازد ؟ ! و خداوند از گروه ظالم و ستمگر دستگيرى ننموده ؛ و ايشان را رهبرى نمىنمايد .
هميشه و به طور پيوسته و مداوم آن بنيانى كه ايشان بنا كردهاند ؛ موجب شكّ و نفاق و ترديد و تحيّر در دلهاى آنها خواهد بود ( و هيچگاه به مرحلهء يقين و اطمينان نمىرسند ) مگر آنكه دلهاى ايشان پاره شود ( و آن شكّ و ريب به واسطهء متلاشى شدن دلهاى آنها متلاشى گردد ) و خداوند عليم و حكيم است ( كه آن دسته را رفعت مىدهد ؛ و اين دسته را ذلّت ) . »
چون اين آيه فرود آمد : رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » عَاصِم بْنُ عَوْف عَجْلَانى و مَالِكُ بْنُ دُخْشُم كه از بَنى عَمرو بْن عَوف بود ، طلبيدند ؛ و گفتند : برويد به اين مسجدى كه أهل آن ستمگران هستند ؛ و آنرا خراب كنيد ؛ و آتش بزنيد . و در روايتى است كه عمّار بن ياسِر و وحشى را فرستادند ، و أمر كردند كه بعد از منهدم
هامش
( 1 ) - در « مغازى » ج 3 ، ص 1073 و ص 1074 كه اين آيات را بيان مىكند ، مى گويد : ابن أبى الزّناد از شبية بن نِصاح از أعرج براى ما حديث كرد كه مراد از اين دو بنيان تأسيس شده ، دو مردى هستند كه آنرا تأسيس مىكنند ؛ نه دو نوع مسجد .