« و اهتمام كردند براى مقصدى كه به آن دست نيافتند » گويد :
كسانى كه در عقبه قصد كشتن رسول خدا را داشتند ؛ با خود مىگفتند ؛ چون از محمّدخلاص شويم ؛ و به مدينه برگرديم ؛ تاج سلطنت را بر سر عَبْدُ اللِه بْن ابَىّ مىگذاريم ؛ و مراسم تاجگذارى را انجام مىدهيم . « 1 »
و بر اين اصل خداوند اين آيه را فرستاد كه : ايشان به مقصد و مقصود خود نائل نشدند .
داستان مسجد ضِرَار و ايجاد نفاق و كفر در مسلمانان
چون رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » در ذِى أوَان كه تا مدينه يك ساعت راه بيش نيست وارد شدند ؛ داستان مسجد ضرار و بناكنندگان آنرا خداوند از آسمان براى پيامبرش فرستاد كه : آنها اين مسجد را براى آن بنا كردند كه روى قرار دادى كه در ميان خود نهاده بودند ؛ أبُوعامِرِ رَاهِبِ فَاسِق از شام به نزد آنها بيايد ؛ و براى آنها سخنرانى كند ؛ و از مطالب گوناگون با او مذاكره نمايند . چون أبُو عامِر گفته بود : من نمىتوانم در مسجدى كه در ناحيهء قُبَا ، بَنِى عَمْرِو بْنِ عَوفْ ساختهاند ، بيايم ؛ أصحاب محمّد با چشمهاى خود مرا ملامت مىكنند و سبّ و شتم مىنمايند ؛ و عيب مىگيرند ؛ « 2 » فلهذا بَنِى غَنَمِ بْنِ عَوْف كه از برادران بنى عَمرو بن عوف بودند ؛ و بر آن برادران به واسطهء ساختن مسجد قبا حَسَد مىبردند ؛ و مىگفتند : ما در جائىكه طويلهء خران بوده است ، نماز نمىخوانيم ( چون محلّ مسجد قُبَا متعلّق به زنى بوده است كه خرهاى خود را در آنجا مىبسته است ) در محلّهء خود مسجدى ساختند كه براى خود مستقلّ باشند ؛ و أبُوعَامِرِ راهب هم از شام بيايد ؛ و براى آنها امام جماعت شود ؛ و در تصميمگيرىهاى خود بر عليه أصحاب رسول خدا به اصطلاح ما پاطوق و كميتهاى داشته باشند .
قبل از ساختن اين مسجد ، مسلمين آن ناحيه ، همگى در مسجد قُبا نماز مىخواندند ؛ چون اين مسجد ساخته شد ؛ جماعتى از رفتن به مسجد قبا منصرف شدند ؛ و در اين مسجد نماز مىخواندند . و اين أمر موجب آن شد كه به بنى
هامش
( 1 ) - « مغازى » ج 3 ، ص 1068 .
( 2 ) - « مغازى » ج 3 ، ص 1046 ، و كتاب « حياة محمّد » ص 432 .