جماعتى از منافقين نماز بخوانم ! نام آنها را براى حُذَيفه « 1 » بُرد ؛ و نام آنها را براى أحدى غير از حُذَيفه فاش نكرد . چون رسول خدا رحلت كردند ؛ و عمر مىخواست براى كسى كه مرده بود و گمان آن مىرفت كه او از همان گروه عَقَبَه باشد ؛ نماز بخواند ، مىآمد و دست حذيفه را مىگرفت ؛ و او را براى نماز بر آن مرده با خود مىبرد . اگر حذيفه با عمر مىرفت ؛ بر جنازهاش نماز مىخواند ؛ و اگر دستش را از دست عمر بيرون مىكشيد ؛ و از رفتن امتناع مىنمود ؛ از نماز خواندن بر او منصرف مىشد . « 2 »
مجلسىّ - رضوان الله عليه - ، از « احتياج » طبرسىّ و تفسير منسوب به حضرت عسگرى « عليه السّلام » روايت كرده است كه : كفّار و فجّار در ليلهء عَقَبَه قصد كشتن رسول خدا را داشتند ؛ و منافقينى كه در مدينه مانده بودند قصد كشتن أميرالمؤمنين را داشتند ؛ و خداوند ايشان را بر مرادشان نرسانيد . و علّت اين تصميم آن بود كه ايشان بر رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » دربارهء أمير المؤمنين « عليه السّلام » حسد مىبردند ، چون أمر علىّ « عليه السّلام » بزرگ بود ؛ و شأن او عظيم بود ؛ بالأخصّ كه در اين سفر بعيد او را جانشين خود در مدينه كرد و به او گفت : جبرائيل نزد من آمد و گفت : يا مُحَمَّدُ انَّ الْعَلِىَّ الاعْلَى يقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يقُولُ لَكَ يا مُحَمَّدُ ! إمّا أنْتَ تَخْرُجُ وَ يقِيمُ عَلِىٌّ ، أوْ تُقِيمُ أنْتَ وَ يخْرُجُ عَلِىٌّ لَابُدَّ مِنْ ذَلِك - الحديث . « 3 »
« اى محمّد ! خداوند بزرگ پايه و بزرگتر از هر چه تصوّر شود ؛ به تو سلام فرستاد ؛ و به تو مىگويد : اى محمّد ! يا بايد تو از مدينه بيرون روى و على بماند ؛ و يا بايد على بيرون رود و تو بمانى ! غير از اين دو راه راهى نيست . »
آنگاه جريان قضيّه را مُفصّلًا نقل مىكند ؛ و ما به جهت عدم تطويل از ذكر همهء آن خوددارى كرديم .
و مفسّران در تفسير آيه شريفهء
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا
هامش
( 1 ) - در « بحارالأنوار » ج 6 ، ص 629 از « تفسير امام » و از « احتجاج » طبرسى آورده است كه حذيفه داناترين مردم به منافقين بوده است .
( 2 ) - « مغازى » ج 3 ، ص 1045 ، و در « بحارالأنوار » ج 6 ، ص 621 از تفسير « مجمع البيان » در تفسير آيه :يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْذكر كرده است .
( 3 ) « بحارالأنوار » ج 6 ، ص 626 .