تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
دور او نشستيم و مجموعاً من با فُقَرائى كه نزد او بوديم ده نفر مىشديم . رسول خدا فرمود : آيا صبحانه ميل داريد ؟ عِرباض مىگويد : من با خودم گفتم : كدام صبحانه ؟ پيامبر به بِلَال فرمود : خرما بياور ! آنگاه دست خود را بر روى آن كاسهء خرما نهاد و گفت : كُلُوا بِاسْم اللهِ ! « بخوريد به نام خدا » و سوگند به آن خدائى كه او را به حقّ برگزيد ؛ ما همگى خورديم و سير شديم ؛ و ما ده نفر بوديم . و پس از آن دست‌ها را اين ده نفر از خوردن كشيدند ؛ و خرماها به همان صورت و مقدار أوَّل كما كان باقى بود . رسول خدا فرمود : لَوْلَا أنِّى أسْتَحْيى مَنْ رَبِّى لَاكَلْنَا مِنْ هَذَا التَّمْرِ حَتَّى نَرِدَ الْمَدِينَةَ عَن‌ْآخِرِنَا . « اگر من از پروردگار خودم ، شرم نمىكردم ؛ همگى ما از اين خرماها مىخورديم تا به مدينه برسيم . » در اين حال يك پسركى از أهل شهر آمد ؛ و رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » آن مقدار از خرماها را با دست خود برداشته و به او دادند ؛ و آن پسر بچّه پشت كرده و مىرفت ؛ و خرماها را به آسانى مىجويد .

گفتار عمر به رسول خدا كه : لا تَفْعَل ! اين كار را مكن !

و چون رسول خدا تصميم بر مراجعت به مدينه را گرفتند ؛ مردم به گرسنگى شديدى مبتلا شدند . و بر همين منوال أمر رو به شدّت نهاد ؛ تا آنكه مردم به نزد رسول خدا آمده ؛ و از او إجازه خواستند تا شترهاى سوارى خود را بكشند و بخورند ؛ و حضرت رسول به آنها إجازه داد . عُمَر بن خَطّاب ديد كه آنها مشغول كشتن شترها هستند ؛ ايشان را أمر كرد تا از كشتن آنها دست بردارند ؛ و سپس در خيمهء رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » وارد شد ؛ و گفت : به مردم إجازه دادى كه شترهاى سوارى خود را بكشند و بخورند ؟ ! فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليهِ و آله و سلّم شَكَوْا إلَىَّ مَا بَلَغَ مِنْهُمُ الْجُوعُ فَأذِنْتُ لَهُمْ ، ينْحَرُ الرُّفْقَةُ الْبَعِيرَ وَ الْبَعِيرَين وَ يتَعَاقَبُونَ فيمَا فَضَل مِن ظَهْرِهِمْ وَ هُمْ قَافِلُونَ الَى أهْلِيهِمْ . « رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » گفتند : آنها از شدّت گرسنگى كه به آنها رسيده است ، شِكْوه به سوى من آوردند ؛ و من به آنها إذن دادم كه هر جماعت و كاروانى كه با هم هستند ، يك شتر و دو شتر را بكشند ؛ و بر مقدار باقيماندهء از
امام شناسى (فارسى) — صفحة 276 | السيد محمد حسين الطهراني