تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
چنين إراده‌اى نداشته است . در اين حال رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » با أصحاب خود مشورت كرد كه : آيا از اين نقطهء تبوك جلوتر برويم ؛ و در سرزمين روم وارد شويم ؟ ! عمر گفت : اگر تو از طرف خداوند ، مأمورى به تقدّم و حركت ، پيش برو ! رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » فرمود : اگر من مأمور به حركت و سير بودم ؛ با شما مشورت نمىكردم ! عمر گفت : يا رسول الله ! در روم جماعت بسيارى وجود دارند ؛ و يك نفر از مسلمانان در آنجا نيست ؛ و تا بدين مقدار كه مىبينى ما به ايشان نزديك شده‌ايم ؛ و همين نزديكى آنها را به دهشت افكنده است . اگر ميل دارى در اين سال مراجعت كن ، تا اينكه بينى چه مىشود ؛ و يا خداوند در اين باره چه دستورى به تو مىدهد ! « 1 » عبد الله بن عمر مىگويد : ما با رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » به تبوك آمديم . شب‌ها رسول خدا بر مىخاست ، و در تاريكى شب نماز مى گذارد ؛ وبسيار تهجّد مى نمود ( بيدار و خوابى مى كردى ) و بر نمى خواست مگر مسواك مىنمود . و چون مىخواست نماز بخواند ، در بيرون خيمه در مُحَوَّطهء سرباز متّصل به خيمه نماز مىخواند . شبى از شب‌ها نمازهاى خود را به جاى آورد ، و سپس به كسانى كه نزد او بودند روى كرده و گفت : اعْطِيتُ خَمْساً مَا اعْطهُن أحَدٌ قَبْلى : بُعِثْتُ الَى النّاسِ كَافَّةً ، وَ إنَّمَا كَانَ النَّبِىُّ يبْعَثُ الَى قَوْمِهِ . وَ جُعِلَتْ لِىَ الارْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً ، أينَمَا أدْرَكَتْنِى الصَّلَوةُ تَيمَّمْتُ وَ صَلَّيتُ ، وَ كَانَ مَنْ قَبْلِى يعْظِمُونَ ذَلِكَ ، وَ لَايصَلُّونَ إلَّا فِى كَنَائِسِهِمْ وَ الْبِيعِ . وَ أحِلَّتْ لِىَ الْغَنَائِمُ آكُلُهَا ، وَ كَانَ مَنْ قَبْلِى يحَرِّمُونَهَا . وَ الْخَامِسَةُ هِىَ مَا هِىَ ؟ هِىَ ما هِى ؟ هِىَ مَا هِىَ ؟ ثَلَاثاً
هامش
( 1 ) - « مغازى » ج 3 ، ص 1019 ، و « بحارالأنوار » ، ج 6 ، ص 636 از « كافى » و در اين روايت آمده است كه : هرقل در پنهانى إسلام آورد و از جنگ با رسول خدا امتناع كرد و پيامبر نيز مأمور به جنگ با او نشدند و مراجعت نمودند . و « حبيب السير » ج 1 ، ص 400 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 271 | السيد محمد حسين الطهراني