تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
حَزْم كه از مؤمنين بود ؛ و در بَدْر و عَقَبَه شركت داشته ؛ و بالأخره بعداً در جنگ يمَامَه شهيد شد ، در نزد رسول خدا بود ؛ و در منزلگاه او با جماعتى كه با هم هم غذا و هم خيمه بودند ؛ زَيدْبْنُ لُصَيت يك نفر از يهوديان بنى قَينُقَاع بود كه إسلام آورده بود و ليكن نفاق مىورزيد ؛ و در او خُبْث و غَشّ و خيانتِ يهود ، مشهود شد ؛ و به أهل نفاق مساعدت مىكرد و پشتيبان آنها بود . در اين بين كه عُمّاره نزد رسول خدا بود ؛ و زَيّد هم در منزل و خيمهء عُمَاره بود ؛ و از هم دور بودند زيد گفت : مگر اين طور نيست كه مُحَمَّد مىپندارد پيغمبر است ؛ و شما را از خبرهاى آسمان خبر مىدهد ؛ و او نمىداند شترش كجاست ؟ ! در اين حال كه عُمَاره نزد رسول الله بود ؛ رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » گفتند : يك منافق از منافقين مىگويد : محمّد حقّاً ادّعا مىكند كه او پيامبر است و شما را از أمر آسمان خبر مىدهد و نمىداند شترش كجاست ؟ سوگند به خدا كه من هيچ نمىدانم ، مگر آنكه خداوند مرا تعليم كند . و اينك مرا تعليم كرد بر محلّ شتر ؛ شتر در فلان دَرِّه است - و إشاره فرمود به سوى آن دَرِّه - در هنگام عبور از درختى ، زمامش به آن درخت گير كرده و نتوانسته است برود . برويد ! و شتر را بياوريد . أصحاب رفتند و شتر را آوردند . عُمَاره كه اين قضيّه را در نزد رسول خدا ديده بود ؛ چون به منزل و خيمهء خود برگشت ، گفت : عجيب است از چيزى كه من از رسول خدا براى شما مىگويم . رسول خدا از گفتار منافقى خبر داد كه آن منافق چنين و چنان گفته است . و همان گفتارى را كه زَيد به همراهان خود گفته بود در غياب عماره ، بازگو كرد . يك نفر از آنان كه در منزلگاه عُمَاره بودند ؛ و با عماره به حضور رسول خدا نرفته بودند ؛ گفت : گويندهء اين گفتار زَيد است ، سوگند به خدا قبل از اينكه تو از نزد رسول خدا به نزد ما بيائى اين مقاله را گفت . به محض آنكه عُمَاره اين سخن را شنيد برخاست و بر زَيْدُ بْنُ لُصَيت روى آورده ، و گردن او را با مشت مىكوفت و مىگفت : سوگند به خدا كه اين أمر زشت و بسيار بزرگ ، در منزل و خيمهء من بوده است و من نمىدانستم . بيرون شو اى
امام شناسى (فارسى) — صفحة 264 | السيد محمد حسين الطهراني