تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
« صلّى الله عليه و آله و سلّم » نزديك شد - و در اين حال حضرت در تبوك نازل شده بودند - مردم گفتند : مرد سوارى در راه است . رسول خدا فرمود : بايد أبُوخَيثَمَه باشد ؛ مردم گفتند : يا رسول الله أبوخَيثَمَه است . أبُوخَيثَمَه شتر خود را خواباند ؛ و بر پيغمبر اكرم « صلّى الله عليه و آله و سلّم » سلام كرد . حضرت رسول به او گفتند : أوْلَى لَك « 1 » يا أبَا خَيثَمَة ( إى واى بر تو ، إى أبوخيثمه چقدر شرّ به تو نزديك شد ! ) آنگاه أبوخيثمه داستان خود را در نزد رسول خدا بيان كرد ؛ و رسول خدا براى او دعا كرده طلب خير نمودند . « 2 »

شايعات منافقينِ در سپاه رسول خدا ، و نزول آيات

مورّخين آورده‌اند كه گروهى از منافقين نيز با پيغمبر أكرم « صلّى الله عليه و آله و سلّم » به تبوك رهسپار شدند ؛ و از ايشان بود وَديعَةُ بْنُ ثَابِت ، و جُلَاسُ بْنُ سُوَيد بْنِ الصَّامِت ، و مَخْشِىُّ بْنُ حُمَير ، و ثَعْلَبَةُ بْنُ حَاطِب . در راه كه مىرفتند ، ثَعْلبه گفت : شما مىپنداريد كارزار با روميان مثل كارزار با ديگران است ؟ ! سوگند به خدا مىبينم : فردا شما را در ريسمان‌هاى إسارت به غلّ و زنجير بسته اند ! اين را مىگفت : براى تحقير و تصغير رسول الله ، و ترسانيدن مؤمنين را از رزم . پس از او وَديعَه گفت : چرا من اين طور مىبينيم كه اين جماعت قاريان قرآن ما از همهء أفراد شكمشان فراخ‌تر ، و زبانشان دروغگوتر ، و در وقت برخورد با دشمن از همه ترسوترند ؟ ! و بعد از او جلاس گفت : ببينيد ! اين جماعت ، أشراف ما و صاحبان فضيلت
هامش
( 1 ) - أوْلَى لَكَ ، كلمهء تهديد و وعيد است ؛ يعنى شرّ به تو نزديك است بپرهيز از آن . يا به معناى الْويلُ لَكَ ، و يا آنست كه خداوند در أمر تو چيز ناگوار پديد آورد . ( 2 ) « مغازى » ج 3 ، ص 998 و ص 999 . و تفسير « مجمع البيان » طبع صيدا ، ج 3 ، ص 79 . و « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 7 و ص 8 و « تفسير قمى » ص 270 و « تفسير الميزان » ج 9 ، ص 315 از « تفسير قمى » و « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 152 و « بحارالأنوار » ج 6 ، ص 622 و ص 623 و همچنين در ص 625 و « الكامل فى التاريخ » ج 2 ، ص 278 و « أعيان الشيعة » طبع رابع ، ج 2 ، ص 196 و « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 947 و ص 948 و كتاب « حياة محمّد » ص 428 .