هامش
- را به شديدترين عذاب بازگشت مىدهند ؛ و خداوند از آنچه شما به جاى مىآوريد ؛ غافل نيست . » ( تفسير قمىّ ، ص 43 تا 46 )
محمّد بن يعقوب كُلَينىّ در « روضة كافى » از ص 206 تا ص 208 با سند متّصل خود ازأبوجعفر خُثْعَمِىّ روايت كرده است كه چون عثمان أبوذرّ را به رَبَذَه تبعيد كرد ( و أمر كرده بود كه هيچكس از او مشايعت و بدرقه نكند ) أمير المؤمنين « عليه السّلام » و عقيل و حسن و حسين « عليهما السّلام » و عمّار بن ياسِر از او مشايعت كردند ؛ چون هنگام وداع و خداحافظى رسيد ، أميرالمؤمنين « عليه السّلام » فرمود :
اى أبوذرّ ! تو براى خداوند عزّ و جّل به خشم آمدى ! پس اميدت به همان كسى باشد كه به خاطر او خشم كردى ! اين قوم به جهت دنيايشان از تو ترسيدند ؛ و تو هم به خاطر دين خودت از آنها ترسيدى ! و بنابراين تو را از ساحت منزلت ( يا منزل خودشان و يا از ساخت خانهء رسول خدا ) إخراج كردند ؛ و تو را به بلاها آزمايش نمودند ! سوگند به خداوند كه اگر آسمانها و زمين براى بندهاى بسته باشد ؛ و آن بنده تقواى خدا را پيش گيرد ؛ خداوند عزّوجّل براى او محلّ خروج و رهائى را باز مىكند ! تو نباشد جز حقّ ! و به دهشت تو را نيندازد مگر باطل !
و پس از آن حضرت ، عقيل چنين گفت : اى أبوذرّ ! تو مىدانى كه ما تو را دوست داريم ؛ و ما مىدانيم كه تو هم ما را دوست دارى ! و تو دربارهء ما حفظ كردى آنچه را مردم تضييع كردند مگر عدّهء قليلى از آنها ! پس خداوند پاداش تو را بدهد ! روى همين سبب بود كه بيرون كنندگان تو را بيرون كردند ؛ و حركت دهندگان تو را حركت دادند ! پس ثواب تو بر عهدهء خداوند عزّ و جلّ است ! پس تقواى خدا را پيشه ساز و بدان كه رها كردن و دست برداشتن از بَلَا ناشى از بى طاقتى است ؛ و عافيت را كُنْد و دور پنداشتن از نوميدى است ! بى طاقتى و نوميدى را رها كن و بگو : حَسْبِىَ اللهُ وَ يعْمَ الْوَكِيلُ . « خداوند براى من بس است ؛ و او وكيل خوبى است . »
و پس از او إمام حَسَن « عليه السّلام » گفتند : اى عمو جان ! اين قوم بر تو آن آوردهاند كه مىبينى ! و خداوند عزّ و جلّ در مَنْظَرِ اعْلَى است ( بر تمام بندگان خود إشراف دارد ؛ و عالِم است به آنچه از ايشان صادر مىشود ؛ و چيزى از امور آنها از خدا پنهان نيست ) پس با ياد از فراق دنيا ، ياد دنيا را از خود دور كن ! و با ياد گشايش و سعهاى كه بعد از دنيا حاصل مىشود ، شدائدى را كه از دنيا بر تو وارد مىشود رها كن ! و شكيبائى را پيشه ساز ، تا انشاء الله رسول خدا را ملاقات كنى ؛ و او از تو راضى باشد !
و سپس امام حسين « عليه السّلام » گفتند : اى عمو جان ! خداوند تبارك و تعالى قادر است كه آنچه را كه مىبينى تغيير دهد و هو كل يوم فى شأن ( و هر روز خداوند در شأن خاصّى است ) اين گروه تو را از دنياى خودشان منع كردند ؛ و تو آنها را از دين خودت منع كردى پس چقدر تو بى نيازى از آنچه ترا منع كردند ! و چقدر ايشان نياز دارند به آنچه تو از ايشان منع نمودى ! پس بر تو باد به صبر و تحمّل ! چون خير در صبر است و صبر از كرامت انسان است ؛ و جزع و بى طاقتى را رها كن كه براى تو سودى ندارد !