تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
هامش
- همه گفتند نه ما اين سخن را نشنيده‌ايم عثمان به أبوذّر گقت على را بخوان ! أميرالمؤمنين « عليه السّلام » آمدند . عثمان به او گفت : إى أبو الحسن ! ببين اين شيخ دروغگو چه مىگويد ؟ ! أميرالمؤمنين « عليه السّلام » گفت : آرام باش إى عثمان ! و نگو : دروغگو ، چون من از رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » شنيدم كه مىگفت : مَا أظَلَّت الْخَضْرَآءُ وَلَا أقَلَّتِ الْغَبْرَآءُ عَلَى ذَى لَهْجَةٍ أصْدَقَ مِن أبى ذَرَّ . أصحاب رسول خدا گفتند : عَلِىّ راست مىگويد ؛ و ما اين گفتار را از رسول خدا شنيده‌ايم ! أبوذرّ گريه كرد ؛ و گفت : إى واى بر شما ! هر يك از شما چشم خود را بدين مال دوخته و گردن خود را دراز كرده‌ايد ؛ و چنين مىپنداريد كه من بر رسول خدا دروغ مىبندم ؟ سپس أبوذرّ به آنها نگاهى كرد و گفت : بهترين فردِ شما كيست ؟ ! گفتند : تو مىپندارى بهترين ما هستى ؟ ! أبو ذرّ گفت : آرى چنين است ! من رسول خدا را ترك كرده‌ام در حالىكه همين جُبّه‌اى را كه مىبينيد در تن داشته‌ام ؛ و شما أحداثى ايجاد كرده ايد ! و كارهاى بزرگ و بسيار غير صحيحى را بر خلاف كتاب خدا و سنّت رسول خدا بجا آورده‌ايد ؛ و خداوند از شما مؤاخذه مىكند ؛ ولى از من مؤاخذه‌اى نمىكند ! عثمان گفت : إى أبو ذرّ ! من از تو چيزى را مىپرسم و به حقّ رسول خدا پاسخ مرا از آنچه پرسيده‌ام بده ! أبو ذرّ گفت : سوگند به خدا اگر به حقّ محمّد هم نمىپرسيدى ؛ من پاسخ تو را مىدادم ! عثمان گفت : كدام يك از شهرها براى تو پسنديده‌تر است كه در آن باشى ! ؟ أبو ذرّ گفت : مَكّه كه حرم خدا و حرم رسول خداست ؛ من در آنجا خداوند را عبادت كنم تا مرگ من برسد ! عثمان گفت : لَا وَ لَا كَرَامَةَ ( پذيرفته نيست ؛ و هيچ گونه كرامتى براى تو نيست ) ، أبوذر گفت : مدينه حرم رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » ! عثمان گفت : لَا وَ لَا كرامةَ لك ( پذيرفته نيست ؛ و هيچ كرامتى هم براى تو نيست ) و أبو ذرّ ساكت شد . عثمان گفت : كدام يك از شهرها در نزد تو مبغوض‌تر است ؟ ! گفت رَبَذَه كه در آن بر غير دين إسلام بوده‌ام ! عثمان گفت : برو به رَبَذَه ! أبوذر گفت : از من چيزى پرسيدى و من راست گفتم ؛ و من چيزى از تو مىپرسم ؛ به من راست بگو ! عثمان گفت : آرى راست مىگويم ! أبوذر گفت : اگر تو مرا با جمعى از أصحاب خودت به سوى مشركين بفرستى ؛ و آنها مرا اسير كنند و آنها بگويند به تو كه ما او را آزاد نمىكنيم مگر آنكه تو يك ثلث مال خودت را بدهى ! آيا تو مىدهى ؟ ! گفت : آرى من براى رهائى تو ثلث مال خودم را مىدهم ! أبوذر گفت : اگر بگويند : او را آزاد نمىكنيم مگر آنكه نصف مالت را بدهى ؟ !