تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
هامش
راستگوتر باشد . » و نيز اين روايت را از حديث أبو دَرْدآء روايت كرده‌اند . و ابراهيم تيمىّ ، از پدرش ، از أبوذّر روايت كرده است كه گفت : كَان قُوتى عَلَى عَهْدِ رسُولِ الله صلى الله عليه ( و آله ) و سلّم صَاعاً مِنْ تَمْرٍ ، فَلَسْتُ بِزَائدٍ عَلَيهِ حَتَّى اْلْقَى اللهَ تَعَالَى . « خوراك من در زمان رسول خدا « صلى الله عليه و آله و سلّم » يك من خرما بود ؛ و من بر آن مقدار چيزى افزوده نمىكنم تا خداوند تعالى را ملاقات كنم . » و أعمش ، از شمر بن عطيّه ، از شهر بن حوشب ، از عبد الرَّحمن بن غَنْم روايت كرده است كه او گفت : من نزد أبودَرْدَآء بودم كه مردى از أهل مدينه [ 1 ] . وارد شد . أبودَرْدَآء از او سؤال كرد كه : اينَ تَرَكْتَ ابَا ذَرَّ ؟ ! ( أبو ذر را كجا فرستادى ؟ ! ) او گفت : به ربذه ، أبُو دَرْدَآء گفت :إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .لَوْ أنَّ أبَا ذَرِّ قَطَعَ مِنِّى عُضْواً لَمَا هِجْتُهُ لِمَا سَمِعْتُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه ( وآله ) و سلّم يقولُ فِيه ؛« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَاگر أبو ذّر عضوى از أعضآءِ مرا قطع مىكرد ، من بر او عيبى نمىگرفتم به جهت آنچه را كه از رسول خدا دربارهء او شنيده‌ام » انتهى مُلَخَّصاً آنچه را كه از عين عبارت « استيعاب » آورديم . و در « اسْدُ الغابة » ج 1 ، ص 301 گويد : كه أبو ذرّ اوّلين كسى است كه پيغمبر را باتحيّت إسلام ، تحيّت گفته است . و در ج 5 ص 187 گويد : وفات او در ربذه در سنهء سى و يكم و يا سى و دوّم از هجرت بود ؛ و عبد الله بن مسعود بر او نماز گزارد . در « تفسير علىّ بن إبراهيم » در تفسير آيهوَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ، و آيه بعد از اين كه آيات 84 و 85 از سورهء 2 : بقره هستند ؛ وارد است كه اين آيات دربارهء أبوذر رحمة الله و عثمان بن عفّان وارد شده است . و علّت نزول اين آيات اين بود كه چون عثمان أمر كرد أبوذرّ را بهَ ربَذَه تبعيد كنند ؛ در حالى بود كه أبوذرّ عليل بود ؛ و بر عصا تكيه كرده بود ؛ و در پيش روى عثمان صد هزار درهم بود كه از بعضى نواحى براى او حمل كرده بودند ؛ و أصحاب عثمان گرداگرد آن مال بودند ؛ و بدان چشم دوخته بودند ؛ و طمع داشتند كه آن را در ميان ايشان تقسيم كند . أبوذرّ گفت : اين مال چيست ؟ عثمان گفت : صد هزار درهم است كه از بعضى از نواحى به سوى من حمل شده است ؛ و من مىخواهم معادل اين مقدار را به آن اضافه كنم ؛ آنگاه هر چه إرادهء من تعلّق گيرد ؛ عمل خواهم كرد . أبوذرّ گفت : اى عثمان ! صد هزار درهم بيشتر است يا چهار دينار ؟ عثمان گفت : صدهزار درهم ! أبوذرگفت : آيا بخاطر دارى كه منو و تو شبى بر رسول خدا وارد شديم و او را محزون و غمگين يافتيم ؛ و سلام بر او كرديم ؛ و پاسخ سلام ما را نداد ؛ صبحگاهان كه به حضورش مشرّف شديم ؛ او را - [ 1 ] مراد از آن مرد ، عثمان است . -