راوى روايت گويد : جمعى از أهل رَبَذَه بر أبوذرّ وارد شدند و گفتند : اى أباذرّ از چه شكوه دارى ؟
ابوذرّ گفت : از گناهانم ! گفتند : چه اشتها دارى ؟ گفت : رحمت پروردگارم ! گفتند : براى تو طبيب بياوريم ؟ ! گفت : طبيب مرا بيمار كرده است .
دختر مىگويد : چون پدرم معاينهء موت را كرد ؛ و در آستانهء آن إشراف نمود ؛ شنيدم كه مىگفت مَرْحَبا به دوستى كه آمد در حال فاقه و نياز من . رستگار نمىشود كسىكه ندامت پيدا كند . بار پروردگارا جان مرا بگير ! سوگند به حقّانيّتِ تو كه مىدانى كه من عاشق لِقاى تو مىباشم .
دختر مىگويد : چون پدرم جان داد ، من كِسآء را بر روى صورت او انداختم ؛ و در كنار راه عراق نشستم ؛ جمعى آمدند ؛ من به آنها گفتم : يا مَعْشَرَ الْمُسْلِمين اين أبوذرّ صحابى رسول الله است كه وفات يافته است .
آنها پياده شدند ؛ و گريه كنان آمدند ؛ و او را غسل داده كفن كردند ؛ و در ميان آنها مَالِكِ أشْتَر نَخَعِىّ بود . و روايت شده است كه أشتر گفت : من او را در حُلّهاى كفن كردم كه همراه داشتم و ارزش آن چهار هزار درهم بود . « 1 »
دختر مىگويد : من عادتم اين بود كه همانند پدرم نماز مىخواندم ؛ و روزه مىگرفتم . يك شب كه من خواب بودم در كنار قبر پدرم ، در خواب ديدم كه او قرآن تلاوت مىكند ؛ به طور تهجّد ؛ همانطور كه در حال حياتِ خود ، قرآن را به تهجّد قرائت مىنمود . « 2 » گفتم : اى پدر جانم پروردگارت با تو چه كرد ؟ !
هامش
( 1 ) - داستان رحلت و تكفين أبوذرّ غفارى را أبو نُعَيم در « حلية الاوليآء » ج 1 ، ص 169 و ص 170 به تفصيل ديگرى ذكر كرده است .
( 2 ) - قرآن را به تهجّد خواندن عبارت است از قرآئت قرآن را در سورههاى نماز شب . بدين طريق كه خواب و بيدار مىشدند و هر وقت در موقع بيدارى چند ركعت نماز خوانده و در ركعات آن بعد از قرآئت فاتحة الكتاب مقدارى از قرآن را با صداى بلندجهراً و با آواز خوش قرائت مىكردند و سپس به خواب مىرفتند و دوباره بيدار مىشدند و به همين كيفيّت قرآن را در ركعات نماز مىخواندند تا تمام يازده ركعت نماز شب به پايان برسد . رسول خدا و اصحاب راستين آن حضرت و ائمَهء طاهرين « عليهم السّلام » نيز شبها