تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
اين آيه را فرستاد « 1 » و « 2 » و واقدى بعد از بيان أسامى بَكَّاؤن گويد : چون آنها از نزد رسول خدا بيرون آمدند ؛ در راه يامينُ بْنُ عُمَير با أبْولَيلَى مَازِنىّ و عَبْدُ اللهِ بْنُ مُقَفَّل مُزَنِىّ برخورد كرد ؛ و ديد آنها گريه مىكنند و از سبب پرسيد . گفتند : ما به نزد رسول خدا رفتيم براى آنكه مركبى به ما دهد ؛ و مركبى را كه بر آن سوار شويم نزد او نيافتيم ؛ و ما خودمان هم نفقه براى خروج نداريم ؛ و ناپسند داريم كه غزوه‌اى از غزوات رسول خدا از ما فوت شود . يامِينُ بْنُ عُمَير به آن دو تن ، شتر آب كش خود را داد ؛ و نيز به هر يك از آن دو نفر دو صاع « 3 » از خرما داد ، آن دو نفر بر اشتر آبكش ، جهاز نهادند ؛ و با رسول خدا به سفر بيرون رفتند . و عَبَّاس بْنُ عَبْدِ الْمُطَلِّب مركب به دو نفر ديگر از آنها داد ؛ و عُثْمَان مركب به سه نفر ديگر داد ؛ و بالنّتيجه هر هفت نفر با رسول خدا كوچ كردند « 4 »

آيات دالّه بر لزوم ايثار نسبت به رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم

در ترغيب و تحريض بر جهاد و لزوم ايثار و فداكارى مسلمين ، در راه رسول الله ؛ و لزوم تحمّل مشكلات و مشقّت‌ها و گرسنگى و تشنگى و وارد شدن در سرزمين كافران و إنفاقِ خُرد و كَلان در راه خدا و فى سبيل الله ؛ دو آيه ذيل ، عالىترين سرمشق جانبازى در راه خدا و فناء در إرادهء نبوّت و ولايت را مىدهد :
ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ
هامش
( 1 ) - تفسير « قمى » ، ص 268 و ص 269 ، و تفسير « نور الثقلين » ، ج 2 ، ص 252 ، و « الميزان » ج 9 ، ص 387 هر دو از تفسير « قمى » و « بحارالأنوار » ، ج 6 ، ص 625 از تفسير « قمى » . ( 2 ) - واقدى در « مغازى » در أسمآءِ بَكّاون به جاى عُلْبّه و به جاى عَتَمَه ، عُتْبَه ضبط كرده است ؛ در ج 3 ص 994 و در ص 1024 غَنَمَه ضبط كرده است ، و در « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 148 و ص 149 گويد : كه « بَكّاون از فقهاى صحابه بوده‌اند و قاضى بيضاوى عِرباض بن ساريه را از آنها به شمار نياورده است ، و « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 945 . ( 3 ) - يك صاع تقريباً يك من تبريز است يعنى در حدود سه كيلوگرم . ( 4 ) - « مغازى » ، ج 3 ، ص 994 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 241 | السيد محمد حسين الطهراني